دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٨١
نهى و طرد است، نه تأسيس و اثبات باز به همين دليل است كه تعداد نصوص رسيده از شارع مقدّس در باب عبادات، قابل قياس با مقدار نصوص موجود در ابواب ديگر نيست.[١]
واقعيت آن است كه در رويكرد اسلام چارچوب كلى و كلان معرفى شده كه آن چارچوب در درون خود تغييرات، تطورات و اشكال متعدد و متنوعى را پذيرا مىشود. اسلام نه به طور كلى مردم را به حال خود رها كرده و نه شكل محدودى را براى حكومت معرفى مىكند كه فقط در شرايط زمانى و مكانى محدودى قابل اجرا باشد. البته اشكال حكومت نبايد از آن چارچوب فراتر بروند. ما آن چارچوب كلى و كلانى را كه اسلام براى حكومت معرفى كرده به «حكومت اسلامى» تعبير مىكنيم. اين چارچوب در زمانى با شكل و ساختار خاصى ظهور مىيابد و در زمان ديگر با شكل و ساختارى ديگر، و هيچ يك از آن دو شكل و ساختار با ماهيت اسلامى بودن حكومت تضاد و منافات ندارد. به ديگر سخن، اسلام شكل و نوع خاصى را براى حكومت پيشنهاد نمىكند و تكيه آن بر رعايت چارچوبهاى كلى است كه ساختار حكومت نبايد ناهماهنگ با آن باشد.
نكته ديگر اين كه در اسلام حكومت ايدهآل وقتى عينيت مىيابد كه پيامبر يا امام معصوم در رأس حكومت قرار گيرد. از نظر اسلام حكومت داراى شكل و ساختار خاصى نيست. مىتواند از ساختار و شكلى برخوردار باشد كه متناسب با ظرفيتهاى كوچك جامعه چند خانوادهاى
[١]. ابوالقاسم عليدوست،" گستره شريعت" قبسات، شماره ٣٢، صص: ٤٣- ٦٥. و همو، فقه و عقل( تهران: مؤسّسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، ١٣٨١).