دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٢٦
وظايف متقابل مردم و حكومت به گونه صحيح انجام نگيرد، اولين نتيجه آن، منزوى گشتن حق و پايمال شدن حقوق افراد در جامعه است و در نهايت، عدالت و سعادت دنيا و آخرت انسانها تأمين نخواهد شد.
فَجَعَلَها نظاما لِأُلفَتِهِم، وعِزًا لِدينِهِم[١]
حق واجبى كه خداى سبحان بر هر دوگروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد.
نتايج احترام به حقوق متقابل حاكم و مردم: ١. سازمان دهى پيوند و ارتباط ميان والى و مردم؛ ٢. اعتلاى دين و سربلندى آن؛ ٣. رستگارى و صلاح مردم و حاكمان؛ ٤. محوريت يافتن حق در جامعه؛ ٥. زمينه سازى براى اجراى دين؛ ٦. تحقق عدالت اجتماعى؛ ٧. اجراى سنّتهاى الهى؛ ٨. امكان استمرار حكومت؛ ٩. يأس و نااميدى دشمنان و متقابلا عواقب پايبند نبودن حاكم و مردم به حقوق متقابل: حضرت سپس به بيان عواقب بى مبالاتى در اجراى اين حقوق اشاره كرده، مى فرمايند:
«آن گاه كه مردم بر حاكم اسلامى چيره شوند (اوامر و نواهى او را به كار نبندند) و يا حاكم بر مردم ستم نمايد: ١. اختلاف كلمه رخ مىدهد؛ ٢. نشانههاى ستمگرى رواج مى يابد؛ ٣. دينگريزى آشكار مىشود؛ ٤. عمل به سنّتها رها مى گردد؛ ٥. هواپرستى معمول مىشود. ٦. احكام الهى تعطيل مىگردد؛ ٧. مشكلات روحى زياد مى شود؛ ٨. حساسيت نسبت به فروگذارى حقوق بزرگ و انجام اعمال ناپسند سترگ از بين مىرود؛ ٩. نيكان خوار مىشوند؛ ١٠. بدكاران بزرگ مقدار مىگردند؛ ١١. مردم در برابر خداوند به سبب گناهان، بسيار سنگين بار مىشوند.[٢]
[١]. همان.
[٢]. همان