دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١١٩
ممكن است منظور حضرت از «تأديب» معناى ديگرى باشد كه به بحث «حكومت» بيشتر ارتباط پيدا مىكند و آن عبارت است از: «نظارت بر رفتار مردم». اين امر بدان معنا است كه رفتار مردم تصحيح گردد و ارزشها رعايت شود و از وقوع ناهنجارىها جلوگيرى گردد. اگر تعليم براى زدودن جهل است «تعليمكم كى لاتجهلوا»، تأديب براى استوارى در عمل است، «و تأديبكم كى تعملوا». اين وظيفه دولتمردان است كه در سايه رهآوردهاى علم، مردم را به عمل وا دارد. زيرا دانش، مقدمه و راه وصول به سالم زيستن است.
اين علم است كه آبادانى بهوجود مىآورد، و راه وصول به سعادت حيات را ميسور مىسازد. و هر اندازه كه سطح فرهنگ ارتقا يابد، سعادت و رفاه در زندگى بيشتر و بهتر فراهم مىگردد. و لذا نظام حاكم كه عهدهدار ارتقأ سطح فرهنگ مردم است، بايد بكوشد تا مردم را به وظايف خويش- در سايه دانش و بينش- هرچه بيشتر آشنا سازد، و به پيروى از راهبرد مدنيت پيشرفته تشويق نمايد، و در صورت لزوم الزام و وادار نمايد. و تمامى احكام انتظامى اسلام در همين راستا تشريع شده است.
پارهاى ديگر از حقوق مردم در دولت اسلامى كه مورد تأكيد امام (عليهالسلام) است عبارتاند از:
٥. عدالت خواهى، ظلم ستيزى و مبارزه با تبعيض
اميرمؤمنان (عليهالسلام) در بيانى؛ ضرورت عدالت خواهى حاكم اسلامى را اين گونه توصيف فرمودند:
«واللّهِ لان ابيت على حسكِ السّعدانِ مسهّداً و اجرَّ فِى الاغلالِ مُصفّداً احبُّ الىَّ مِن ان ألقى اللّهَ و رسولَهُ يومَ القيامة ظالماً