دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٦٤
داراى مقام عصمت بوده و از كوچكترين، خطا، لغزش و خلل در فكر و رفتار به دورند. در چنين حكومتى مصالح دقيقاً رعايت شده و هيچ لغزشى از حاكم سر نمىزند. اما با توجه به سلسله مراتب حكومت در نظام اسلامى، پس از عدم دستيابى به نظام و شكل برتر حكومت، مرتبه و شكلى كه نازل منزله آن به شمار مىرود جايگزين مىگردد. پس از عدم تحقق عالىترين مدل حكومتى كه معصوم در رأس آن است، در عصر غيبت بايد حكومت به كسى سپرده شود كه از جهت علم، تقوا و كاردانى و مديريت بيشترين شباهت را به معصوم داشته باشد، و همين طور در صورت فقدان آن به مراتب پايينتر بسنده مىگردد تا جايى كه حاكم از حداقل نصاب صلاحيت جهت اداره حكومت برخوردار باشد؛ مرتبهاى كه با تنزل از آن، ديگر اصلًا اهداف حكومت اسلامى تحقق نيابد، كه طبعاً تحت هيچ شرايطى نبايد اين شكل از حكومت را برگزيد[١].
[١]. مصباحيزدى، محمدتقى؛ نظريه سياسى اسلام، ج ٢، ص ٨٩- ٩٥.