دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١١٤
تربيت. بنابراين وظيفه حاكم اسلامى تأمين وسايل رشد معنوى جامعه و هدايت مردم در راه خير و صلاح است.
از كلمات صريح حضرت اميرالمؤمنين على (عليهالسلام) در باره حقوق متقابل حكومت و مردم، اين خطبه است:
أيُّهَا النّاسُ، إِنَّ لى عَلَيْكُم حَقّا، وَ لَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ. فَأَمّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصيحَة لَكُمْ، و تَوفيرُ فَيْئِكُم عَلَيْكُمْ، و تَعليمُكُمْ كَيْلا تَجْهَلوا، وَ تَأْديبُكُمْ كَيْما تَعلموا.[١]
اى مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقى واجب شده است: حق شما بر من آن كه، از خيرخواهى شما دريغ نورزم و بيتالمال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم، و شما را آموزش دهم تا نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگى را بدانيد. امام اميرالمؤمنين (عليهالسلام) در جايى ديگر از نهجالبلاغه چنين مىفرمايد:
إنَّهُ لَيْسَ عَلَى الامامِ إلّا ما حُمِّلَ مِن أمْرِ رَبِّهِ: الابلاغُ فى المَوْعِظَة، وَ الاجتِهادُ فِى النَّصيحَة، وَ الإحياءُ لِلسُّنَّة، وَ إقامَة الحُدودِ عَلى مُستَحِقّيها، و إصدارُ السُّهْمانِ عَلى أهلِها[٢]
/ همانا بر امام واجب نيست جز آنچه را كه خدا امر فرموده است، و آن، كوتاهى نكردن در پند و نصيحت، و تلاش در خيرخواهى، و زنده نگهداشتن سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله، و جارى ساختن حدود الهى بر مجرمان، و رساندن سهمهاى بيتالمال به طبقات مردم است.
فلسفه وجود حكومت اين است كه با ايجاد اين نهاد مهم، تكاليف الهى به گونه بهتر انجام شده و حقوق الهى ادا گردد. متصدى نهاد حكومت، يعنى امام و رهبر جامعه، بايد كار فرهنگى را سرلوحه كار خويش قرار دهد و
[١]. نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيضالاسلام، خطبه ٣٤.
[٢]. نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، خطبه ١٠٤.