دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٤٦
فقه در جامعيت آن است. در اين فصل با هدف آشنايى با مفهوم و همچنين سابقه تاريخى نظريه ولايت فقيه در صدد تبيين برخى زواياى نظريه ولايتفقيه مىباشيم.
مفهوم ولايت فقيه
الف) ولايت: ولايت واژهاى عربى و همخانواده «ولى» است و به معناى «قرب و نزديكى، محبت و دوستى، نصرت و بارى، زعامت و سرپرستى» آمده است. در فلسفه سياسى مراد از ولايت؛ امامت، زعامت و رهبرى سياسى است. ولايت دو گونه است:
١. ولايت تكوينى؛ كه به معناى سرپرستى موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عينى داشتن در آنها است. از آن جا كه ولايت تكوينى به نظام تكوين مربوط است، در نتيجه رابطهاى حقيقى ميان صاحب ولايت و آنچه متعلَّق ولايت است برقرار مىگردد؛ نظير اين كه گفته مىشود انسان بر قواى خود ولايت دارد. اصل اين ولايت مخصوص خداى متعال و تبلور ربوبيت تكوينى اوست. انَّمَا امْرُهُ اذَا ارَادَ شَيْئا انْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ[١]؛ چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مىگويد: «باش»؛ پس [بىدرنگ] موجود مىشود.
٢. ولايت تشريعى؛ كه مربوط به افعال اختيارى مخلوقات است و شامل تدبير امور اجتماعى و حاكميت سياسى مىشود.
در نگاهى ديگر مىتوان گفت امور جامعه دو گونه است: بخشى امور خصوصى و فردى است كه خود به خود ارتباطى با جامعه ندارد؛ بخش ديگر امور عمومى و اجتماعى است كه فراتر از امور خصوصى افراد بوده و
[١]. يس ٣٦، ٨٢.