دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٦٢
در عمل به اين هدف برسند، مجال ديگرى را مىطلبد. مسأله مهم آن زمان همچون عصر حاضر چالش دين و توسعه بود. و عالمان شيعه- اعم از علماى نجف و ايران- مىكوشيدند به آن پاسخ دهند سؤال عمده آن زمان اين بود كه راز پيشرفت غرب و عقب ماندگى شرق كدام است؟ عدهاى در قالب نوسازى، تجدد، تمدن، پيشرفت، توسعه راز عقب ماندگى شرق، را ديندارى و مسلمانى دانسته و در مقابل راز پيشرفت غرب را در دينزدايى تفسير مىكردند؛ و راه حل را در دست شستن از دين و ديانت مىدانستد. اين گروه روشنفكران غرب زدهاى بودند كه به سكولاريسم گرايش پيدا كردند
ذهنيت و دغدغه عالمان دينى دفاع از اصول اسلام بود. آنان به دنبال الگويى بودند كه نشان دهند بر اساس اسلام و فقه اهلبيت (عليهمالسلام) مىتوان پيشرفت را پىريزى كرد. از اين نظر، «تنبيه الامه و تنزيه المله» پاسخى به مسأله مهم دين و توسعه بود كه طى آن نائينى، علل عقب ماندگى شرق و راز پيشرفت غرب را مورد توجه قرار داد. نائينى علل پيشرفت غرب را درگيرى آنان با استبداد و ظلم مىدانست كه موفق به از بين بردن آن و حاكميت قانون شد. و پيشنهاد كرد كه اگر مسلمانان هم بخواهند پيشرفت كنند، بايد بر اساس آموزههاى دينى؛ با ظلم و استبداد درآويزند. نائينى با عبارت «تنزيه المله» خواهان آن بود كه حقوق اسلامى را از اين شبهه كه ناتوان از اداره انسان و جامعه است؛ «منزه» كند. و توانايى شريعت اسلامى در اداره جامعه را به منصه ظهور برساند.
از تلاشهاى بسيار مهم مرحوم شيخ فضل اللّه در جريان مشروطيت، پيشنهاد اصل دوم متمم قانون اساسى بود كه به امضاى علما رسيد. به نظر مىرسد دستاوردهاى علماى عصر مشروطيت در عرصه حقوق اساسى، امروزه در اصل دوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران متجلى شده كه مىگويد: نظام جمهورى اسلامى ايران، نظامى است بر پايه ايمان به خداى يكتا و در ادامه اصول اعتقادى را