دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣١٠
٢- وحدت و اعتماد ملّى: انقلاب اسلامى ايران با بهرهگيرى از اعتماد ملّى به عنوان سرمايه اجتماعى توانست به تعميق وحدت و همبستگى ملّى و تجميع كليه اقشار و گروهها و دستجات ملّى و مذهبى كشور همت گمارد و با بهرهمندى از مشاركت عمومى، فرهنگ استقلالى، بسيجى، سازندگى، اصلاحطلبى و عدالتخواهى را در جامعه گسترش بخشد. وفاق اجتماعى به عنوان مظهر قدرت نرم توانست به ايفاى كاركردهايى چون همفكرى، هماحساسى، همكنشى، و شكلگيرى ذهن اجتماعى كه به همكارى و تعامل ميان گروههاى مختلف اجتماعى مىانجامد، بپردازد و نظم درونى و بىنيازى از نظم بيرونى و سياسى را آشكار سازد.
همبستگى ملّى و مشاركت عمومى به عنوان مظهر قدرت نرم در انقلاب اسلامى توانسته است تقبل آگاهانه و شركت مؤثر همه افراد جامعه براى رسيدن به اهداف خاص و پياده كردن نظام اعتقادات، باورها، گرايشها و انديشهها را تجلى بخشد و معاضدت و همكارى و هميارى آگاهانه، داوطلبانه و از روى ميل و رغبت را با استفاده از تمامى امكانات بالقوه جمعى توأم با حساسيت و مسئوليتپذيرى و قانونگرايى در فرآيند انقلاب اسلامى گسترش دهد
٣- توسعه دانايى محور: انقلاب اسلامى ايران زمينه را براى اهتمام همزمان به توسعه چند بعدى در ابعاد علمى، فرهنگى، اخلاقى، دينى و اجتماعى علاوه بر توسعه سياسى و اقتصادى فراهم آورد.
انقلاب اسلامى رويكرد توسعه دانايى محور را براى تبديل كشور به جامعهاى دانش بنيان اتخاذ كرد تا علم و انديشه مسير حيات فردى و جمعى را مشخص سازد و فرآوردههاى علمى با خود اقتدار، صلابت و