دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٠٥
باشد، اين مسأله فقط در مورد خداى متعال امكان داشت. او مىتوانست در مقابل اطاعت و بندگى بندگان براى آنان حقى قرار ندهد، اما از سر لطف و امتنان براى انسانهاى مطيع پاداشهاى مضاعف و فراوان قرار داد. اين پاداش نه از جهت استحقاق، بلكه به جهت تفضل و رحمت خداوند بر بندگان است.
منشأ و راه دريافت حق
منشا درك حق متفاوت است:
١. عقل؛ منظور ما از «حق» در اينجا همان چيزى است كه همه مردم عاقل با «عقل» و فطرت خويش آن را درك مىكنند؛ مانند: گرفتن حق مظلوم از ظالم يا دادن اجرت كارگر. گاه از اين امر به حقوق فطرى و طبيعى ياد مىشود. يعنى منشأ حق، مىتواند فطرى و طبيعى (خدادادى) باشد. مانند حق حيات و بهرهمند شدن از مظاهر طبيعت، تا آنجا كه به حقوق ديگران (حال و آينده) تجاوز نشود. و آيه «خَلَق لكم ما في الارض جميعاً» (بقره/ ٢٩) شايد به همين حقيقت اشارت باشد. حق آزادى و حق انتخاب، از همينجا نشأت گرفته و هر كس در اصل آفرينش، آزاد آفريده شده و ذاتاً حق انتخاب دارد. اساساً، دين و شريعت آمده تا اين حق ذاتى را به انسانها بازگرداند، و آنان را از چنگال اهريمنان انس و جن رها و آزاد سازد. «و يضع عنهم اصرهم و الأغلال التي كانت عليهم.» (اعراف/ ١٥٧) بارهاى گران را كه بر آنان تحميل شده، و بندها را كه بر دست و گردن آنان بسته شده، بردارد. اميرمؤمنان (عليهالسلام) در نامهاى به فرزندش مىنويسد:
«و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك احراراً».
هيچگاه بنده كس مباش، زيرا كه خداوند تو را آزاد آفريده است.