دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٥٩
روند نزولى در نظريه و عمل را تجربه كرده و مىكند چنان كه اشاره شد جامعه شناسانى هم اينك افول ان را در عينيت خارجى بررسى و اعلام مىكنند. بر اين اساس عرفى گرايى در غرب با چالشى اساسى مواجه و از آغاز رنسانس فراز و نشيبى درس آموز را پشت سر گذاشته كه منحنى آن را بهطور نسبى مىتوان ذيلًا نشان داد.
ب. عرفى گرايى در ايران
با حاكميت عرفى گرايى در غرب رويكرد سلطه جويانه كه مقتضاى اومانيسم و فرهنگ برآمده از رنسانس بود؛ ديگرمناطق و از جمله جهان اسلام را تحت تاثير خود قرار داد. در ايران روند تحولات عرفىگرايى به آغاز حمله روسها به ايران در عصر فتحعلىشاه باز مىگردد. در اين زمان به تدريج فكر و انديشه عرفى گرايى در ميان رجال ذىنفوذ دربار رسوخ يافت و تا نهضت مشروطه روندى تدريجى در عرصه نشر كتاب، و ترجمه آثار غربى را در پى داشت.
هم زمان با مشروطه اين جريان لايههايى از حاكميت سياسى را به دست گرفت و با كودتاى رضاخان حاكميت مطلق يافت. تحول عرفىگرايى با فراز و نشيبى تدريجى تا انقلاب اسلامى استمرار يافت و با وقوع اين تحول شگرف در بهمن ١٣٥٧ بود كه عرفىگرايى از عرصه حاكميت روندى رو به زوال را طى كرد.
نظام جمهورى اسلامى ايران به مثابه رژيمى حقوقى- سياسى بر پايه نظريه «ولايت فقيه»، با طرح نگاهى جديد، انديشه و رفتار حاكم بر غرب را با چالش مواجه كرد پيروزى انقلاب اسلامى و به دنبال آن استقرار نظام جمهورى اسلامى نمايانگر ساختارى از حاكميت سياسى بود كه داعيه مرجعيت دين در حوزه عمومى را داشت. از ديرباز جامعه ايرانى از