دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٩
انسانها واگذار شده است. در حالى كه مسأله انتظار از دين، حاكى از نگرش برون دينى، مكانيكى، شىء انگارانه و انسان مدارانه به دين بوده و انسان را به جاى خدا مىنشاند و از خداوند، ترسيمى اومانيستى ارائه مىكند.
٢. عالمان بزرگ اسلامى، نگرشى جامع مبنى بر اشتمال دين بر مصالح دنيا و آخرت داشته و نگرش افراطى و تفريطى بدان را طرد مىكنند. در اين ديدگاه، دنيا به مثابه راهى براى رسيدن به آخرت است. و در عرض آخرت قرار ندارد تا گمان تعارض و دوگانگى بين آنها برود، بلكه هم شئون مادى و هم معنوى، مورد اهتمام پيامبران بوده است و اين دو، تجزيهپذير نيستند. از اين رو است كه مرحوم علامه طباطبائى (رحمهالله) در تعريف «نبىّ» به سعادت و صلاح دنيا و آخرت اشاره مىكند.[١]
بر مبناى نگرش متفكران اسلامى، اگر تصور كنيم كه انسان در رهگذر زندگىِ اين جهانى، چهار نوع رابطه با خود، خدا، طبيعت و انسانهاى ديگر دارد، اسلام اين ابعاد چهارگانه را مورد توجه قرار داده و براى هر يك، دستورالعملهايى دارد. اين گونه نيست كه دين صرفاً در رابطه فرد و خدا خلاصه شود،[٢] بلكه سازندگىِ دنيوى و اخروى، هر دو را در نظر گرفته است. به ديگر سخن در گفتمان انديشه اسلامى، قلمرو خصوصى و عمومى هر يك دستورالعمل دارد. امام خمينى در اينباره مىفرمايند:
" اسلام يك صورتش حكومت است، يك صورتش باب حكومت است و باب سياسات است، يك طرف ديگرش باب ساختن انسان است از حيث
[١].« النبى هو الذى يبين للناس صلاح معاشهم و معادهم من اصول الدين و فروعه على ما اقتضته عناية الله من هداية الناس الى سعادتهم.» ر. ك: محمد حسين طباطبايى، الميزان( قم: اسماعيليان، ١٣٦٣) ج ٢، ص: ٣٤.
[٢]. ر. ك: محمدتقى مصباح، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، صص: ٤١٥- ٤١٩.