دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٣٦
دورانديشى حضرت يوسف موجب شد مردم آن ديار از خطر قحطى رهايى يابند، در حالى كه مناطق اطراف آن قحطى رخ داد.
پيامبر اسلام و منصب حكومت
قبل از طلوع اسلام، در جزيرة العرب دولت و حكومتى وجود نداشت. بر اعراب بدوى نظام قبيلگى حاكم بود كه بر مبناى تعصبهاى قومى و قبيلگى شكل مىگرفت. بنا به گفته مورخان منطقه حجاز فاقد جاذبههاى اقتصادى و اجتماعى بود. به همين سبب قدرتهاى بزرگ آن دوران توجهى به اين منطقه نداشتند. با ظهور اسلام در مكه و سپس هجرت پيامبر اسلام به مدينه، نخستين حكومت بر مبناى اسلام از سوى پيامبر پىريزى شد. اين مسأله در آيات، روايات و اسناد تاريخى به قدرى واضح و آشكار است كه مستشرقين نيز بدان اذعان كردهاند. اعتقاد مسلمانان بر آن است كه پيامبر اسلام در جامعه سه شأن تبليغ، امامت و رهبرى سياسى و داورى را دارا بوده است[١].
پيامبر در راستاى تحقق بخشيدن به زعامت سياسى حكومت تشكيل داد. فرمانروايانى را براى مناطق تعيين كرد. غزواتى انجام داد. پيمانهاى دفاعى و نظامى امضا كرد. نمايندگان وسفيرانى به نزد پادشاهان و مناطق ديگر اعزام كرد. فتنهگران را سركوب و امنيت را برقرار ساخت و خود در ميان مردم به قضاوت و داورى پرداخت و براى برخى مناطق قاضيانى برگزيد. اقدام پيامبر در امور ياد شده، در راستاى اداره شئون زندگى دنيوى مسلمانان و تحقق بخشيدن به رسالت آن حضرت بود.
[١]. مطهرى، مرتضى؛ امامت و رهبرى تهران: صدرا، ١٣٦٧ ص ٧٥.