دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٨٣
چه گفته شد مىتوان دريافت كه اطلاق در ولايت مطلقه فقيه اصطلاحى فقهى است و ارتباطى با معناى لغوى آن ندارد.
٢. واژه مطلقه در ولايت مطلقه فقيه با اصطلاح علمى آن در دانش سياسى نيز متمايز است در علم سياست حكومت مطلقه ترجمهAbsolutism است[١]. در فرهنگ علوم سياسى اين واژه به حكومت مطلقه ترجمه شده است و بدان معنا است كه حاكم داراى اختيارات بىحد و اندازهاى است كه هر قانونى را كه اراده كند بتواند وضع و اجرا كند، در حالى كه خود او در عمل بدان مستثنى است. از چنين حكومتى به حكومت استبدادى تعبير شده است. در حكومتهاى استبدادى حاكم مالك مال و جان و ناموس افراد تحت حاكميت خود است و هر گونه كه اراده كند در سرنوشت زندگى شهروندان رفتار مىكند.
٣. واژه مطلقه در ولايت مطلقه فقيه اصطلاحى فقهى است و معناى لغوىآن در فرهنگ لغت و يا مفهوم اصطلاحى آن در علم سياست مراد نيست در تحليل اين اصطلاح فقهى چند نكته قابل ذكر است:
الف. در اصطلاح فقها، ولايت مطلقه مقابل ولايت مقيد و محدود فقيه است كه از سوى برخى از فقها ارائه شده است بدان معنا كه گروهى از فقهاى معاصر ولايت فقيه را محدود به افتاء، قضا وت و امور حسبيه مىدانند. در حالى كه بر اساس نظريه ولايت مطلقه، گستره اختيارات حكومتى فقيه گستره بوده و اعم از امور ياد شده در نظريه فوق است. البته تذكر اين
[١]..
regime in which the ruler might legitimately decide anything
در فرهنگ سراسرى اكسفورد اين تعريف آمده است.