دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٦٣
نام مىبرد. در بند شش اين اصل، از كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى تؤام با مسؤوليت او در برابر خدا ياد مىشود كه از سه راه تأمين مىگردد:
١. اجتهاد مستمر فقهاى امت بر اساس كتاب و سنت معصومان (عليهمالسلام)
٢. استفاده از علوم و فنون و فنآورى و تجارب پيشرفته بشرى
٣. نفى سلطه و دفاع از استقلال توسعه و استفاده از علوم و فنون و اجتهاد مستمر
اين مهم، محصول كار فقهاى مشروطيت است كه مىخواستند بين مقوله دين و توسعه هماهنگى و يگانگى ايجاد كنند و ثابت نمايند كه اسلام دينى است كه مىتواند بهترين نوع تمدن را ايجاد كند.
تحولات ناشى از سالهاى نخست انقلاب و شور و التهاب ناشى از احساسات اصيل اسلامى موجب حاشيه نشينى عرفىگرايى در دهه نخست گرديد، اما پس از پايان جنگ تحميلى به تدريج عرفىگرايى در عرصه رسانههاى جمعى و آثار نوشتارى رواجى دوباره يافت و با روى كار آمدن اصلاحطلبان در سال ١٣٧٦ بخشهايى از حاكميت سياسى رويكردى عرفى يافت. اما در واكنش به اين امر، جريان ناب انديشه اسلامى كه همواره خط مستمر انقلاب اسلامى بوده و هست، موجب شد با حضور و مشاركت فعال خويش شعارهاى نخستين انقلاب اسلامى را احيا كند. اينك اين جريان اصيل كه قاطبه ملت ايران هويت خويش را در چارچوب آن تعريف مىكند مىرود تا با تشكيل دولت اسلامى و به تبع آن جامعه اسلامى نويدبخش احياى تمدن اسلامى گردد.
عرفىگرايان از سه منظر فلسفى- كلامى، فقهى- حقوقى و جامعهشناختى آن را مورد نقد قرار دادند. در چالش فلسفى- كلامى، اصل «حكومت» و اسلام مورد خدشه و انتقاد قرار گرفته است. تفسير خاص از