دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٥
نبايد در پى كشف اين راز باشد.[١] شلاير ماخر متكلم مسيحى معتقد است: «حقيقت و جوهر دين عبارت است از احساس توكل محض».[٢] و يا در تعريف دين با اين رويكرد گفته شده است:
" دين حاوى مجموعهاى از ارزشهاى قدسى و لايتغير است كه از وحى نشأت گرفته. اين ارزشها خصلت قراردادى و بين الاذهانى ندارد، يعنى جزمىاند و از اين رو با تعصب و غموض همراه مىشوند."[٣]
در مقابل نگرش فوق مقصود ما از دين در اين بحث، تنها اديان ابراهيمى و تعريفى رايج از دين است كه در ميان اغلب انديشمندان شيعه رايج است در اين ديدگاه دين عبارت است از:
" مجموعه معارفى است كه مبتنى بر هست و نيستها و بايدها و نبايدها است كه از ناحيه خداى متعال به پيامبران ارسال شده است."
علامه طباطبايى در تعريف دين چنين مىنويسد:
«دين مجموعه معارف مربوط به مبداء و معاد و مانند آن و قوانين و مقررات فردى يا اجتماعى است كه از طريق وحى و نبوّت بهدست مىآيد.»[٤]
اين تعريف تنها درباره اديان آسمانى صادق است و نشان مىدهد كه دين داراى خاستگاهى غيربشرى است و دين برنامه و دستورالعملى است كه از سوى خداوند متعال براى هدايت انسانها است.[٥]
[١]. عبدالكريم سروش،" فربه تر از ايدئولوژى"، مجله كيان، شماره ١٤، صص: ١٢- ٢١.
[٢]. كالين براون، فلسفه و ايمان مسيحى، ترجمه ميكائيليان، ص ١١٠.
[٣]. سعيد حجاريان،" رابطه دين و خشونت" همشهرى،( ٢٧ و ٢٩/ ٥/ ٧٩).
[٤]. سيد محمدحسين طباطبايى، الميزان( تهران: دار الكتب الاسلامية، ١٣٦٠) ج ١، ص: ٤٣١.
[٥]. خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:\i« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِى أَوْحَينا إِلَيكَ وَ ما وَصَّينا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ»\E شورى/ ١٣. يا در جاى ديگر مىفرمايد:\i« وَ قالُوا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِى تُمْلى عَلَيهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِى يعْلَمُ السِّرَّ فِى السَّماواتِ وَ الأَرْضِ»\E فرقان/ ٥- ٤. اين آيات برخلاف انگاره عرفى گرا بر قدسى و غيربشرى بودن دين تصريح مىكند. و نشان مىدهد كه آموزههاى موجود در متن دين نيز صبغه ملكوتى دارند.