دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٢٧
جمع بندى
١. مبناى «حقوق متقابل حكومت و مردم» بررسى اهداف تشكيل حكومت است. و با روشن شدن آن، وظايف و اختيارات دولت و در نهايت حقوق شهروندان قابل درك است.
٢. حق امرى اضافى و احياناً است كه نشانگر آن است كه هرگاه حكومت بر مردم حقى دارد، متقابلًا مردم نيز نسبت به حكومت داراى حق هستند. بدين ترتيب «حق و تكليف» با يكديگر نسبت متقابل دارند كه از آن به «رابطه تضايف» ياد مىشود.
٣. از ديدگاه اسلام، اصل و ريشه تمام حقوق «حق خدا» است و حقوق ديگر، فرع حق خدا بوده و از آن ناشى مىشود.
٤. منشا درك حق متفاوت است: عقل؛ وحى؛ عقل و وحى؛ و حق قراردادى؛ منشأ و راههاى كشف حق به شمار مىروند.
٧. حقوق حاكم نسبت به مردم عبارتاند: از ولايت امر امت، وفادارى به حاكم اسلامى؛ خيرخواهى مردم نسبت به حاكم اسلامى، اطاعت
٨. حقوق مردم بر حاكم نيز عبارتاند از: هدايت، رشد و تعالى معنوى، تأمين رفاه عمومى، تأمين آموزش و پرورش همگانى، قانونگرايى، عدالت خواهى، ظلمستيزى و مبارزه با تبعيض، قاطعيت در اجراى احكام الهى نسبت به متخلفان، گزينش كارگزاران بر اساس لياقتها، نظارت بر كارگزاران
٩. رعايت، اعمال و احترام به حقوق متقابل حاكم و مردم موجب كارامدى نظام اسلامى مىگردد.