دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢١٢
أ. كارآمدى و كارآيى به معناى اثر بخشى:
اصلىترين واژه مترادف كارآمدى و كارايى در زبان عربى «نفاذيّه» است.[١] امام على (عليهالسلام) در حوزه مديريت و اداره جامعه با كاربرد كلمات «نفذ» و «نفاذهم» در عهدنامه خود به مالك اشتر به كارآيى و اثربخشى اشاره نموده و يكى از ويژگىها و شرايط وزيران لايق را، «برخوردارى از كارآيى» بر مىشمارد: «و انت واجد منهم خير الخلف ممن له مثل آرائهم و نفاذهم ...؛ و اين در حالى كه تو مىتوانى به جاى آنها [وزيران بد] افراد شايستهاى را كه آگاهى و كارآيى لازم را داشته و جرائم و گناهان و انحرافات پيشين را ندارند و با ستمگران و بزهكاران معاونت نكرده باشند بيابى ...».[٢]
از سوى ديگر در زبان انگليسى، براى معناى كارآمدى از واژه (Competence) نيز به معناى «صلاحيت و سزاوارى» استفاده مىشود. بر اين اساس تأكيدات آموزههاى اسلامى بر شايسته سالارى و گزينش صالحترين، بهترين، عالمترين، قوىترين و با كفايتترين افراد در رأس هرم مديريتى جامعه و ساير منصبها، در اين چارچوب قابل ارزيابى است و افراد كارآ و كارآمد را مد نظر دارد. همچنان كه امام على (عليهالسلام) مىفرمايد:
«ايها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه واعلمهم بامر الله فيه؛ سزاوارترين مردم به خلافت كسى است كه بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر.»[٣]
[١]. ر. ك: بهرام اخوان كاظمى، درآمدى بر كارآمدى نظام سياسى اسلام، ص.
[٢]. ر. ك: نهج البلاغه، فى الاسلام، نامه، بند، ص.
[٣]. نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه، ص.