دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٠
معنويات كه به خودش كار دارد، تو بايد در اعتقادات چه باشى، در اخلاق چه باشى، در آداب عملى چه باشى."[١]
البته برخى سكولارها سياسى شدن اسلام در تاريخ معاصر را ذاتى اسلام مىدانند و برخى ديگر آن را در واكنش به مدرنيته تحليل مىكنند. اين گروه سياسى بودن را عنصر گوهرى دين اسلام نمىداند اما به رغم آن، از پررنگ شدن «سياسى شدن اسلام در قرن بيستم» سخن مىگويد و آن را واكنشى در برابر مدرنيسم، و از موضعى تدافعى مىداند. يعنى هرجا كه مدرنيسمْ مذهب و شيوه زندگى قديم را تهديد نموده است، واكنش طبيعى آن تشديد تعلقات مذهبى و بازگشت به مذهب و اصول اوليه، بوده است.[٢]
و يا:
برخى از علما و روشنفكران آگاهانه به تجديد مذهب به منظور تطبيق آن با شرايط جامعه نو پرداختند و بعضاً انديشهها و اصول مذهبى را درون قالبهاى نو عرضه كردند، يا لباسى نو بر قامت مذهب كشيدند و يا براى انديشههاى مدرن و نيازمندىهاى جامعه نو توجيهاتى مذهبى تراشيدند. گسترش علايق روحانيان نسبت به مسائل سياسى داخلى و بينالمللى، و حضور فعال آنان در صحنه تحولات سياسى، از اواخر قرن نوزدهم، نشانه تحول در مواضع سنتى آنها بود. تحت تأثير اين تحولات سازماندهى روحانيان نيز تقويت شد.[٣]
حضرت امام خمينى در سالهاى واپسين زندگى خويش دو رويكرد اسلام ناب و اسلام امريكايى را ارائه كردند در مغرب زمين نيز يكى ديگر
[١]. امام خمينى، صحيفه نور، ج ٢، ص: ١٢٢.
[٢]. حسين بشيريه،" فرهنگ اسلامى و سياسى شدن اسلام"، همبستگى، ٢٣/ ٥/ ٨١.
[٣]. همانجا.