دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٦
نمىشناخت و همواره با آنان درگير بود. در تاريخ معاصر، كه با افزايش استعمار خارجى، ستمگرىِ حكام، ابعاد وسيعترى يافته است، مبارزات مسلمانان به رهبرىِ عالمان اسلامى نيز شديدتر و عميقتر شده است. در اين راه، عالمان بزرگ از جمله سيدجمالالدين اسدآبادى، ميرزاى شيرازى، شيخ فضلالله نورى، مرحوم مدرس و حضرت امام خمينى (رحمهالله) مبارزات گستردهاى براى رهايى امت اسلام از بند استبداد و استعمار و براى حاكميت قوانين اسلام به عمل آوردند. ملاحظه فراز و فرود تحولات سياسى، در بستر تاريخ اسلام، نشانگر آن است كه سياست در متن دين اسلام بوده و ورود عالمان دينى در عرصه سياست و اجتماع، برخاسته از تعبّد و تعهّد دينى است.
از آن چه گفتيم، روشن شد كه مسأله ارتباط ديانت با سياست، ريشه در تاريخ صدر اسلام دارد. بنابراين، توهّم اين كه اين مسأله، امرى نوظهور بوده و استعمار و واكنش به مدرنيته موجب ورود عالمان، در عرصه سياست در تاريخ معاصر شده است، پندارى بيش نيست.[١] اين توهّم، ناشى از يك سونگرى و تحليل واقعيتهاى تاريخى بر مبناى پيش فرضهايى است كه برخى افراد، بنا دارند پيشاپيش بدان برسند. اگر بعثت پيامبران را بر مبناى انتظار خود از دين، محدود در خدا و آخرت كنند، طبعاً تاريخ اسلام را نيز بر حسب همين انتظار، تحليل كرده و قهراً به نتايج مشابهى خواهند رسيد. در حقيقت، مدار قضاوت، انصاف علمى نيست و مدار اين تحليلها تجربهگرايى و انسانگرايى (اومانيسم) است كه ريشه در فرهنگ غرب دارد و با آن چه مبناى عمل مسلمانان در طول تاريخ بوده منافات دارد.
[١]. مهدى بازرگان، خدا و آخرت هدف بعثت انبيا، ص ١٧.