دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٠٣
بعضى از آنها را در مقابل بعض ديگر واجب نموده، و بعضى از آن حقوق ثابت نمىشود مگر به ازاى بعض ديگر، و بزرگترين حقهايى كه خداوند سبحان واجب گردانيده، حق والى بر رعيّت و حق رعيّت بر والى است.
منشأ اين حقِ قانونى يا تشريعى، همان مالكيت حقيقى خدا نسبت به همه موجودات است. نعمتهاى بىشمار را در اختيار انسان قرار داد و شرايط عمل را براى آدميان فراهم ساخت. از ديدگاه اسلام، اصل و ريشه تمام حقوق «حق خدا» است و حقوق ديگر، فرع حق خدا بوده و از آن ناشى مىشود. به عبارت ديگر، خداى متعال از حق خويش، حقوقى را براى بندگان قرار داده است و اگر اين حق براى خدا ثابت نمىبود، براى هيچ فردى، هيچگونه حقى ثابت نمىگشت. «حقوق حكومت بر مردم»، «حقوق مردم بر حكومت» و نيز حقوقى كه مردم در موقعيتهاى اجتماعى گوناگون نسبت به يكديگر دارند، هيچ كدام حق ذاتى و خود به خودى نمىباشد. جعل و تشريع ساير حقوق، بدون جعل الهى ممكن نيست.
پس اولين حق تشريعى، حق خدا است كه بر اساسِ مالكيت مطلق او نسبت بهجهان و انسان به وجود مىآيد. از نظر حضرت اميرالمؤمنين (عليهالسلام) خداى متعال، اولين حق را حق خويش قرار داده است و ساير حقوق، از اين حق اساسى نشأت مىگيرند.[١]
خداى متعال از لطف و كرم خويش حقوقى را واجب نموده كه براى انسانها امكان عمل به آن وجود داشته باشد و آنچه از عهده انسان خارج است واجب نگشته است: لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها[٢] خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند.
[١]. نهجالبلاغه، ترجمه و شرح فيضالاسلام، خطبه ٢٠٧.
[٢]. بقره ٢، ٢٨٦.