دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٤٥
غير از خود جهان ضرورى نيست. اين در حالى است كه معتقدين به ايمان دينى بر اين باورند كه معنا و ارزش حقيقى زندگى در اين جهان و بهطور كلى، ارزش و معناى كل هستى، تنها با رجوع به حقيقتى قابل فهم و دريافت است كه برتر از كل جهان مىباشد و همين عامل متعالى و فوق مادى است كه تمام گونههاى ايمان دينى (اعم از خداباورى و خدا ناباورى) را در مقابل سكولاريسم به هم پيوند مىدهد.[١]
ويلسون سكولاريسم را به مثابه يك ايدئولوژى برمىشمرد كه آگاهانه، همه اشكال اعتقاد به امور و مفاهيم ماوراى طبيعت و كاركردهاى مختص به آن را تخطئه مىكند و در مقابل، از اصول غيردينى و ضد دينى بهعنوان مبناى اخلاق شخصى و سازمان اجتماعى حمايت مىكند.[٢] در اين نظام، منشأ قانونگذارى، خود جامعه است كه بر اساس نيازها و مشكلات، قانونى وضع مىكند و در آن، حاكميت و مشروعيت حكومت از ملت نشأت مىگيرد، فرهنگ علمى و عقلانى داراى منزلت است، و دين از سيطره دولت و دولت از سيطره دين رها و آزاد است.[٣]
در زبان عربى، ازاين واژه به «العلمانيه» تعبير شده است.[٤] و گفته شده كه از كلمه عالَم مشتق شده است.[٥] ضرورى است به اين نكته نيز اشاره شود
[١]. برت اف. برنير" سكولاريسم و دين، مبانى بديل براى كنكاش در يك كثرتانگارى اصيل" ترجمه افروز اسلامى، مجله نامه فرهنگ( ش: ٢٢، ١٣٧٥) ص: ٤٨.
[٢]. برايان ويلسون،« جدا انگارى دين و دنيا» در: ميرچاالياده، برگزيده مقالات دايرةالمعارف« فرهنگ و دين»، ترجمه مرتضى اسعدى( تهران: طرح نو، ١٣٧٤)، صص: ١٢٧- ١٢٨.
[٣]. حليم بركات، المجتمع العربى المعاصر( بيروت: مركز الدراسات الوحدة العربيه، ١٩٩١) ص: ٢٥٠.
[٤]. چگونگى ورود واژه علمانيه به زبان عربى بهطور دقيق مشخص نيست. برخى نويسندگان معاصر عرب، تصور مىكنند كه اين واژه از« عِلم» گرفته شده است. به همين دليل، آن را به كسر عين( عِلمانية) خواندهاند. عزيز العظمة، العلمانية من منظور مختلف( بيروت: مركز دراسات الوحدة العربية، ١٩٩٢) ص: ١٨.
[٥]. جان كين،" محدوديتهاى سكولاريسم"، علوم سياسى، ترجمه سيد على اصغر سلطانى، ش: ٧، صص: ٥٦- ٦٤.