دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٦٠
كانونهاى مهم حوزه تمدنى و برخوردار از تجربه مملكتدارى و دستاوردهاى علمى در عرصه دانش سياسى به شمار مىرفته است. از سوى ديگر تدين و پاىبندى مردم اين ديار به تعاليم اديان الهى نيز از سابقه طولانى برخوردار بوده است. درهم تنيدگى اين دو شاخص، موجب تعامل دو سويه دين و دولت در سپهر نظر و عرصه عمل گرديده است كه فراز و نشيب آن به عنوان يك مسأله همواره توجه انديشمندان را به خود جلب كرده است.
همزمان با تشكيل جمهورى اسلامى ايران، اين كشور همواره از سوى قدرتهاى بزرگ مورد تهديد بوده است و جمهورى اسلامى ايران با تبديل اين تهديدها به فرصت كوشيده است، قابليت و غناى انديشه اسلامى را عيان سازد. چالش عرفى گرايى پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ابعاد گوناگون نظرى و عملى قابل بررسى است
پس از استقرار و تثبيت نظام جمهورى اسلامى ايران در تقابل با آن، به تدريج آثار زيادى در حوزه انديشه عرفى گرايى كه بر پايه مدرنيته استوار بود، نشر يافت. و بر اساس آنها، جمهورى اسلامى ايران از ساحات مختلف مورد نقد قرار گرفت، كه از جمله آنها، نقد عرفى گرايانه از نظام جمهورى اسلامى مبتنى بر زيرساختها، ساختها و رفتار و عملكرد جمهورى اسلامى ايران بود. در حالى كه نظام باور در جمهورى اسلامى ايران بر ماوراء طبيعت، ارزشهاى اخلاقى و معنوى تاكيد داشت؛ گفتمان عرفى گرا بر ماديت و تفسير خاصى از فلسفه سياسى اسلام تاكيد مىكرد. در ابعاد فرا ملى نيز غرب به عنوان پرچم دار انديشه عرفى گرايى، چنين وانمود مىكرد كه در جنگ سرد و در تقابل با شرق كامياب بوده و اينك دنياى اسلام به ويژه پس از فروپاشى شوروى سابق مهمترين كانون چالش براى غرب به ويژه در ساحت مرجعيت عرفى گرايى به شمار مىرود. اين تلقى غرب را به حملات نظامى