دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٨٣
نگاشتهاند كه به طور فزاينده احساس مىكردند جامعهشان دچار بحران است.[١]
نظريه مردم سالارى دينى نظيرهر نظريه سياسى ديگرى از سويى جنبه سلبى و نقد داشت و از سوى ديگر جنبه ايجابى و تبيين. بنبستهاى تئوريك انديشه غربى و دمكراسى، بنبست عملى در كاربست نظريه دمكراسى، بحران معنويت و دين كه قرن بيست و يكم، زمينههاى سلبى بود كه موجب طرح مردم سالارى دينى بود.[٢]
نظريه مردم سالارى دينى ريشه در شالودههاى انديشه اسلامى داشته و دارد.[٣] و با دمكراسى غربى تعارض دارد. «مردم سالارى دينى به معناى تركيب دين و مردم سالارى نيست. بلكه يك حقيقت واحد در جوهره نظام اسلامى است چرا كه اگر نظامى بخواهد بر مبناى دين عمل كند بدون مردم نمىشود ضمن آن كه تحقق حكومت مردم سالارى واقعى هم بدون دين
[١]. توماس اسپريگنز، فهم نظريههاى سياسى، فرهنگ رجايى( تهران: آگاه، ١٣٦٥) ص: ٤٣.
[٢]. تيموتى سيسميك، اسلام و دموكراسى، شعبانعلى بهرامپور و حسن محدثى( تهران: نى، ١٣٧٩) ص ١٨.
[٣]. مرحوم علامه طباطبايى نيز معتقدند كه بر خلاف اين ادعا كه آزادى، دموكراسى و حقوق بشر را غربيان براى انسان به ارمغان آوردهاند، اسلام، پيش از ديگران، در هزار و چهار صد سال پيش با معارف قوى خود و در بهترين وجه، اين امور را به بشريت عرضه نموده است، ولى غرب با تبليغات نادرست خود، به جوامع و ملتها تلقين كرد كه حقوق بشر را آنان آوردهاند.» محمد حسين طباطبايى، الميزان، ج ٦، ص: ٥٠٦، امام خمينى رحمهالله در اين خصوص مىفرمايند: اسلام احكامش( بايد) در خارج بيايد تا مردم عالم بفهمند كه اسلامى چيست، نگذاشتند اسلام را بفهمند؛ جوانهاى ما را اغفال كردند نگذاشتند بفهمند كه اسلام چيست؟ چه احكامى دارد، خداوند چه احكامى براى ما آورده است، براى چه آورده است ... اگر مهلت بدهند، بگذارند كه اين احكام يكى يكى پياده بشود، مسائل سياسىاش، مسائل اقتصادىاش، ساير مسائلش پياده بشود، آن وقت مىفهمند كه نه دموكراسيهاى پوچ آنها در مقابل دموكراسى حقيقى اسلامى چيزى است و نه حقوق بشر آنها، آن بشر دوستى آنها با آن كه در اسلام است، طرف مقايسه است.»، مؤسسه نشر و تنظيم آثار امام خمينى، صحيفه امام، مصاحبه با تلويزيون فرانسه، ٢٥/ ١٠/ ١٣٥٧، چاپ اول، ١٣٧٨، ج ٦، ص: ٣١٩.