دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٣٧
مبناى مشروعيت پيامبر بنا به اعتقاد همه مسلمانان، اعم از شيعه و سنى، ناشى از خداوندبود. در بسيارى از آيات قرآنى خداوند مسلمانان را به اطاعت مطلق از پيامبر در تمامى شئون دعوت مىكند: اطِيعوُا اللَّهَ وَاطِيعُوا الرَّسُولَ وَ اولِي الْامْرِ مِنْكُمْ[١]. در برخى ديگر از آيات، مخالفت با پيامبر مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته و موجب عذاب اخروى دانسته شده است: قُلْ اطِيعُوا اللّهَ وَالرَّسُولَ فَانْ تَوَلَّوا فَانَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الكافِرِينَ[٢]؛ بگو از خدا و پيامبر، اطاعت كنيد، پس اگر سرپيچى كردند، خداوند كافران را دوست ندارد.
در آيات ديگرى خداوند در خصوص قضاوت و امور سياسى مردم را به اطاعت پيامبر فرا مىخواند: فَلَا وَ رَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي انْفُسِهِمْ حَرَجا مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيما[٣]؛ نه! به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اين كه در اختلافات خود تو را به داورى بطلبند و سپس از داورى تو در دل خود احساس ناراحتى نكنند و بىچون و چرا، گردن نهند.
نتيجه آن كه حكومت و رهبرى سياسى، همچون تعليم و تزكيه و دعوت به توحيد، يكى از اهداف پيامبران است. بااين تفاوت كه تحقق ساير اهداف و شئون پيامبرى بدون حمايت مردمى نيز امكانپذير بود، اما تحقق حكومت بدون پشتيبانى مردمى دست يافتنى نيست. از همين روى است كه برخى پيامبران موفق به تشكيل حكومت شدند و برخى ديگر موفق بدان نشدند؛ اما اين امر دلالتى بر تفكيك نبوت از حكومت ندارد.
[١]. نساء ٤، ٥٩.
[٢]. آل عمران ٣، ٣٢.
[٣]. نساء ٤، ٦٥.