دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣٧
شناخته شدن دولت حاكم، وظيفه عالمان دينى معطوف به رفع مشكلات عقيدتى در چارچوب پذيرش حداقل نظم سياسى بوده است.
٢. ارتباط و همكارى با حاكم جائر؛ در مقاطعى از عصر غيبت، پارهاى ازفقها ضمن توجه به وجود اصل نخست مبنى بر حرمت همكارى با حاكمان جور، در مواردى بر ضرورت همكارى با حاكمان جائر تأكيد و آن را در آثار فقهى خود مطرح كردهاند. بىترديد هدف اين امر دفاع از مصالح امت اسلامى و منافع شهروندان جامعه اسلامى بوده و فقها در تبيين آن به دلايلى استناد جستهاند.[١]
٣. حاكميت عدول يا حاكمان فاسق به اذن و اجازه فقيه؛ فقها در عصر غيبت فاقد امكانات ضرورى جهت تشكيل حكومت بودهاند. آنان در جهت تمشيت امور جامعه به افراد عادل از مومنين و يا افراد فاسق قابل اعتماد اجازه حكومت مىدادند كه بدان ولايت اذنيه گويند. چنين رفتارى از سوى فقها را مىتوان در عصر صفويه نشان داد كه مذهب تشيع رسميت يافت.
٤. تشكيل دولت در دولت؛ بر اساس اين نظريه، هر مجتهد جامع شرايطى ضمن اين كه دولت حاكم را به رسميت نمىشناخت، به ميزان قدرت و توان خود شريعت و حدود الهى را اجرا مىكرد
٥. انقلاب؛ امام خمينى با حرمت تقيه، مبارزه با شاه را در كانون مبارزات خود قرار داد. و در رهيافت تئوريك نظريه ولايت فقيه را به مثابه
[١]. امام خمينى در اين زمينه چنين مىفرمايند:" ما مىگوييم در همان تشكيلات خانمان سوز ديكتاتورى هم اگر كسى وارد شد براى جلوگيرى از فسادها و براى اصلاح حال كشور و توده خوب است. بلكه گاهى واجب مىشود. خوب است آقايان مرجعه كنند به كتاب فقها در باب ولايت از قبل ظالم، ببينيد آنها چه مىگويند" ر. ك: امام خمينى، ولايت فقيه( تهران: موسسه نشر و تنظيم آثار امام خمينى، ١٣٧٣) ص: ١٣٦.