دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٧٠
الف. حكومت دينى
حكومت قدرت سازمان يافته در جامعه است كه متشكل از سه نهاد اساسى است و در راستاى ايجاد امنيت، تأمين معيشت و ايجاد زمينه براى رشد و تعالى مردم تلاش مىكند. مبناى فكرى حكومت و نرم افزارى كه قوانين حكومتى را شكل بخشيده و توجيهگر عقلانى اعمال حكومت از سوى حاكم و پذيرش آن از سوى شهروندان است، مىتواند برآمده از انديشههاى وحيانى اسلام باشد و يا ملهم از انديشه عرفى و سكولار. بر اين اساس دو گونه حكومت دينى و سكولار قابل تصور است چنان كه در منطق قرانى حكومتها را مىتوان به حكومت الهى و طاغوتى طبقهبندى كرد.
حكومت دينى حكومتى است كه مرجعيت دين را در تمامى ابعاد پذيرا باشد بدان معنى كه اگر حكومتها داراى سه كاركرد اساسى وضع قانون، اجراى آن و قضاوت و داورى است، هم وضع قانون، هم اجراى قانون و هم داورى بر مبناى ارزشهاى دينى صورت گيرد. البته احكام اسلامى در مقام اجرا و عمل ذومراتب و تشكيكىاند و كاربست آنها منوط به قدرت و پارهاى شرايط ديگراست. اما در هر صورت هدف حكومت فلسفه عملى اجراى شريعت و اجراى اسلام در صحنه زندگى اجتماعى است كه بدون آن عملى ساختن بخش وسيعى از احكام اسلام ميسور و ممكن نيست.
ب. مشروعيت
مشروعيت معادل واژهLegitimacy و بيانگر توجيه عقلانى اعمال حاكميت از سوى گروهى و پذيرش آن از سوى شهروندان است در فلسفه سياسى مشروعيت به معناى «حقانيت» به كار مىرود. مشروعيت نقطه