دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣١
قداست دين و شيطنتآميز بودن سياست
دين مشتمل بر اصول و گزارههايى مقدس است، در حالى كه سياست با خدعه و نيرنگ آميخته است. از اين رو، جمع آن دو ممكن نيست. سكولاريسم با نامقدس تلقّى كردن عرصه سياست، آن را از ساحت دين خارج كرده و اين تلقّى غيردينى را هم عين معرفت دينى مىداند.
بايد گفت تلقىِ شيطانى از سياست، برگرفته از فرهنگ معاصر غرب است، كه ريشه در افكار ماكياولى و پيشينه سوء حكام مستبد در گذر تاريخ دارد. در تفكر اسلامى، سياست نيز امرى قدسى است و پرداختن به مسائل سياسى و اهتمام به امور جامعه مسلمانان، بزرگترين عبادت محسوب مىشود. پيامبر اسلام در اينباره مىفرمايند:
«مَنْ اصْبَحَ وَلَمْ يُهْتَمَّ بِامُورِ الْمُسلِمين فَلَيْسَ بِمُسْلِم»[١]
با يك مرور اجمالى مىتوان دريافت كه توصيه سكولارها به دينداران اين است كه ديندارى را تنها در سايه يك حكومت عرفى مىتوان زنده و پاينده داشت. و اين كه در عصر مدرنيته بايد از انگاره اسلام سياسى يا اسلام حكومتى دست شست؛ يا بايد دين شخصى در حوزه خصوصى را مطرح ساخت و يا بايد از حضور دين در جامعه مدرن چشم پوشيد. در پاسخ به اين نگرش مىتوان مباحث پردامنهاى را مطرح كرد؛ ولى در اينجا اجمالًا مىتوان دو نكته را يادآور شد:
الف) آنچه جامعهشناسان غربى درباره سكولاريزاسيون گفتهاند، عمدتا مبتنى بر تصورات مسيحى از دين و رابطه دين و دنيا در انديشه اروپايى است. حتى برخى ازجامعهشناسان غربى تصريح كردهاند كه اسلام، بر خلاف مسيحيت، امور قدسى را از امور دنيوى جدا نمىانگارد و اساسا تلقى غربى از عرفى شدن بدان شكل در جامعه اسلامى مصداق ندارد. به
[١]. تحفالعقول، ص ٥٦.