دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٩٥
ساير موضوعات سياسى، به جايگاه اين موضوع در اسلام پرداخته و شاخصهها و مؤلفههاى كارآمدى در اسلام بررسى مىگردد.
مفهوم كارآمدى
واژه كارآمدى «Effectiveness» داراى تعاريف و كاربردهاى متعددى- خصوصاً در سه حوزه اقتصاد، مديريت و سياست است. در فرهنگ علوم سياسى، اين اصطلاح به اثر بخشى، تأثير، توانايى، نفوذ، كفايت و قابليت و لياقت معنا شده است.[١] از ديدگاه «سيمورليپست»، كارآمدى عبارت است از: «تحقق عينى يا توان سيستم در تحقق كاركردهاى اساسى يك حكومت، به گونهاى كه اكثريت مردم و گروههاى قدرتمند درون نظام آن را عيناً مشاهده كنند.»[٢] از اين رو «نظام سياسى آن گاه كارآيى دارد كه بتواند وظيفههايى را كه بيشترين مردم يا حكومت شوندگان از آن متوقع است، انجام دهد.»[٣] در يك جمعبندى با ملاحظه تمام تعاريفى كه در اين زمينه وجود دارد مىتوان گفت: «كارآمدى عبارت است از موفقيت در تحقق اهداف با توجه به امكانات و موانع.»[٤]
[١]. فرهنگ علوم سياسى، على آقا بخشى، تهران: انتشارات چاپار، ١٣٧٩، ص ٤٤٦.
[٢]. مشروعيت و كارآمدى، سيمور، م، ليپست، ترجمه رضا زبيب، فرهنگ توسعه، سال چهارم، شماره، خرداد و تير ٧٤، ص.
[٣]. مبانى سياست، عبدالحميد ابوالحمد، تهران: توس، ١٣٧٦، ص ٢٤٧.
[٤]. اين تعريف را جناب آقاى محمود فتحعلى با در نظر گرفتن تعاريف مختلفى كه در مورد كارآمدى وجود دارد، به عنوان جمع بين تعاريف مختلف مطرح كرده است. رك: محمود فتحعلى، مباحثى در باب كارآمدى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، ١٣٨٢.