دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣٩
جمع بندى مباحث
عرفى گرايان اعتقادى به جامعيت و جاودانگى نداشته و در نتيجه معتقدند گستره دين اسلام ساحت حيات سياسى و اجتماعى را در بر نمىگيرد. ديدگاهى كه در اين فصل در چارچوب نظريه جدايى دين از سياست مورد نقد و ارزيابى قرار گرفت. پارهاى ديگر ادعاهايى است كه استدلال خاصى بر آنها ذكر نشده بود. بر اين اساس مىتوان نتيجه گرفت:
١. در تبيين ديدگاه پيوستگى دين و سياست و شمول گستره دين اسلام بر ساحت زندگى فردى و جمعى مىتوان به سير تاريخى اين امر در سيره پيامبر، ائمه اطهار (عليهمالسلام) و عالمان بزرگ شيعى در طول تاريخ تمسك جست. افزون بر آن منابع اسلامى به ويژه قران كريم و روايات اهلبيت (عليهمالسلام) مشحون از آموزههايى است كه جاى ترديدى در اين امر بر جاى نمىگذارد. ابعاد و ساحتهاى انديشه اسلامى اعم از عقايد و احكام نيز بيانگر در هم تنيدگى دين و سياست در اسلام است
٢. عرفى گرايان در زمينه جدايى دين از سياست به دلايلى استناد جستهاند كه از جمله مىتوان به ثبات دين و سيال بودن سياست، قداست داشتن دين و شيطنتآميز بودن سياست، تنافى سياست با قداست عالمان دينى و منحصر دانستن مأموريت و رسالت پيامبر به خدا و آخرت اشاره كرد.