دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٥١
فقهايى كه به بحث درباره ولايت فقيه پرداخته شيخ طوسى (٣٨٥- ٤٦٠ ه. ق) است. وى اقامه حدود را مختص امام معصوم يا كسى كه از جانب حضرتش نصب شده است، مىداند و معتقد است تنها فقهاى شيعه حق برپايى حدود الهى را دارند. قطبالدين راوندى، سلّار، ابن ادريس حلى، محقق حلى، علامه حلى، شهيد اول، ابن فهد حلى، محقق ثانى، شهيد ثانى، مقدس اردبيلى، علامه مجلسى، صاحب مدارك، صاحب كتاب مفتاح الكرامه، شيخ جعفر كاشف الغطاء، ملا احمد نراقى، صاحب جواهر، شيخ انصارى، مرحوم آقا رضا همدانى، بحرالعلوم، محقق نايينى، مرحوم بروجردى و حضرت امام همه از فقهايى هستند كه در خلال قرنهاى چهارم تا چهاردهم درباره ولايت فقيه بحث كردهاند.
فتواى فقهاى شيعه در زمينه غاصبانه بودن حكومتها و اين كه اعمال حاكميت و اجراى احكام الهى تنها حق فقهاى شيعه است و ديگران مجاز در آن نيستند، بيانگر استراتژى مبارزاتى فقهاى شيعه با حكومتهاى طاغوتى بوده و هست.
بررسى ابواب مختلف فقهى نيز حاكى از آن است كه فقها تا پيش از مرحوم نراقى، به طور پراكنده در ابواب مختلف فقهى از ولايت فقيه بحث كردهاند و هرگز باب مستقلى را به اين بحث اختصاص ندادهاند. تنها پس از مرحوم نراقى است كه ولايت فقيه به تفصيل مورد توجه فقها قرار گرفت و در عصر حضرت امام رحمه الله از محاق تئورى به عرصه عمل در آمد. به رغم اين امر با پيروزى انقلاب اسلامى، گروهى از روى ناآگاهى و يا غرضورزى چنين وانمود كردهاند كه نظريه ولايت فقيه ابتكار شخصى حضرت امام است؛ يعنى امرى نوظهور بوده و در تاريخ انديشه اسلامى