دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٤٩
مقدماتى رفاه عمومى و حداقل امتيازات زندگى ساده براى عامه مردم وجود نداشت.[١]
برنامههاى عمرانى رژيم شاه، بر صنايع وابسته بويژه صنايع مربوط به كالاهاى مصرفى اتكا داشت و نتيجه آن عدم توازن فزاينده بين بخش كشاورزى و بخشهاى ديگر اقتصادى بود به گونهاى كه در بخش كشاورزى، توليد محصولات كشاورزى از ٢٩/ ١ درصد توليد ناخالص ملى در سال ١٣٣٩ به ٩/ ١ درصد در سال ١٣٥٦، يك سال قبل از فروپاشى حكومت پهلوى، تنزل يافت در بخش صنعت نيز با توجه به بيگانگى صنايع مورد حمايت حكومت پهلوى با اقتصاد ملى و عدم توجه به نيازهاى داخلى كشور، وابستگى اقتصاد كشور به غرب روز به روز افزوده شد براساس برخى برآوردها، تا سال ١٣٥٧، سى درصد جمعيت كشور را خانوارهاى ثروتمند تشكيل مىدادند كه معادل ٩٠ درصد كل درآمد كشور را به خود اختصاص داده بودند و ٧٠ درصد بقيه تنها ١٠ درصد درآمد كشور را در اختيار داشتند. با اجراى استراتژىهاى نادرست رژيم پهلوى نظير اصلاحات ارضى، بخش كشاورزى فراموش شد و بيشترين سرمايه گذارى و امكانات كشور در بخش صنعت و صنايع متكى به واردات صورت گرفت كه همين امر باعث فاصله گرفتن امكانات شهرى و روستايى بود كه پيامد آن مهاجرت روزافزون روستائيان به شهرها بود. بنابراين در سال ١٣٥٧، سال پيروزى انقلاب اسلامى، كشور با يك اقتصاد «بيمار» كه با تورم بيش از ١٦[٢]
[١]. ر. ك: جشنهاى ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى، موسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى.
[٢] نوروزى، محمد جواد، دست در دست صبح (انقلاب اسلامى)، ١جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: اول، ١٣٩١.