دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣٢٧
ساير برنامههاى توسعه كشور و نيز عدم تناسب سياستهاى فرهنگى با جامعهشناسى فضاى زندگى، آمايش سرزمينى كشور
٢- عدم تحقق بسترها و زيرساختهاى فرهنگى به دليل عدم هماهنگى ميان كانالهاى جامعهپذيرى و فرهنگسازى و توسعه نيافتگى فرهنگى ناشى از تضاد بين نهادهاى فرهنگپذيرى شامل خانواده، گروههاى همسال، گروههاى مرجع، رسانهها و مراكز آموزشى و تحصيلى
٣- سياستهاى تدافعى، سلبى، سليقهاى، سطحى، ظاهرگرا، بىثبات و شتابزده به جاى سياستهاى تعاملى، پويا، ايجابى و سنجيده متناسب با پيشبينى آيندهى فرآيندهاى جهانى و منطبق با شناخت وضعيت طبقات و اقشار اجتماعى در داخل كشور
٤- سياستزدگى فرهنگى يا استيلاى سياست بر فرهنگ به جاى تعامل و همگونى بين چهار حوزه سياست، فرهنگ، اجتماع.
٥- آميختگى فرهنگ با ملاحظات امنيتى به گونهاى كه با خردهفرهنگهاى قومى و بروز هر ناهنجارى برخورد سختافزارى صورت پذيرفته و به عنوان مقولهاى ضدامنيتى قلمداد مىشود.
٦- افراط و تفريط در سياستهاى فرهنگى و برنامهريزىهاى آموزشى. افزايش يا كاهش ميزان دروس فرهنگى و دينى در دانشگاهها، ترويج غربگرايى به نام علمگرايى، تقابل ايرانگرايى با اسلامگرايى، و ...
٧- دخيل بودن مراكز، نهادها و وزارتخانههاى مختلف در سياستهاى فرهنگى كشور به گونهاى كه گاه بين سياستهاى مؤسسات تأثيرگذار بر سياست نرمافزارى كشور تضاد و ناهمگونى وجود دارد