دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣٢٤
سياسى ايران در راستاى كاهش اعتماد جامعه بينالملل و تخريب چهره سياسى و الگوى رفتارى نخبگان و مقامات اجرائى ايران مبادرت ورزيده است.
گشايش جبهه سوم در نظام بينالملل:
انقلاب اسلامى ايران بر اساس اصل «نه شرقى نه غربى» توانست علاوه بر شكستن ابهت استكبار جهانى و قطع دخالت بيگانگان در امور داخلى كشورهاى مستضعف، پيام و راه ثالثى را به جهانيان عرضه كند كه بر استقرار و اجراى عدالت، اجراى قوانين و مقررات الهى، تكيه بر آزادى توأم با مسئوليت انسان در برابر خداوند، ايجاد محيط مساعد براى رشد فضائل اخلاقى، مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهى، تأمين حقوق همهجانبه مستضعفان، نفى استعمار و سلطه خارجى در عرصههاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، حمايت از مسلمانان و مظلومان جهان، قوت بخشيدن به قدرت اسلام و مسلمانان، گسترش فرهنگ اسلامى و اعتقادات معنوى در سراسر جهان و تحكيم وحدت امت اسلامى در جهت استقرار عدالت و نفى سلطه قدرتهاى استكبارى تأكيد مىكرد.
انقلاب اسلامى ايران توانست عملًا قدرت و قطب سومى را در جهان ايجاد كند. بروز قطب و قدرت سوم در عرصهى جهانى به دليل عدم وابستگى به قطبهاى پذيرفته شدهى جهانى ناشى از اعتقادات دينى، ايمانى و اسلامى وحمايت وپشتيبانى گسترده مستضعفان جهاناز آرمانهاى انقلاب بود كه توانست نظم تحميلى مبتنى بر سرمايهدارى و كمونيسم را بشكند.
انقلاب اسلامى با گشايش اين جبهه سوم توانست در جهت صدور پيام انقلاب در ابعاد سياسى و معنوى تلاش نمايد كه اين مهم ناشى از تقويت وحدت جهان اسلام در عرصه بينالملل، تحكيم هويت تمدن اسلامى با