دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٧
در عرصه نظرى، متفكران اسلامى، مباحث مختلفى نظير ضرورت حكومت و ويژگىهاى رهبرىِ سياسى را مورد توجه قرار دادهاند. اين مسائل، در حوزههاى مختلف علوم اسلامى، از منظرهاى مختلف بررسى شدهاند. در گستره فقه، شيخ مفيد، شيخ طوسى، علامه حلى و ديگر فقها، مكرراً از مباحث حكومتىِ اسلام بحث كردهاند. در عرصه فلسفه، فارابى، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسى، و در كلام و عرفان و ديگر علوم اسلامى، انديشمندان بزرگى، به تناسب از آن بحث كردهاند.
دو. منابع اسلامى
با مراجعه به نصوص و منابع دينى مىتوان خطوط كلىِ انديشه سياسىِ اسلام را دريافت. برخى از اين محورها در منابع اسلامى، عبارتند از: لزوم حاكميت الهى: (انِ الْحُكْمُ الّا لِلّه)، نشأت گرفتن قدرت از خداوند: (انّا مَكَّنا لَهُ فِى الْارْضِ وَ آتَيْنا مَنْ كُلِ شَىّء سَبَباً)، لزوم قانون و قانونمندى در جامعه، اهتمام به امور مسلمانان، اقامه قسط و عدالت اجتماعى، امر به معروف و نهى از منكر، حقمدارى، استقلال و نفى سلطه بيگانگان، آزادىهاى مشروع، استقرار امنيت، ظلمستيزى، عزتطلبى، تولّى و تبرّى و ...
سه. حوزههاى تفكر اسلامى
بنا به تعريفى كه از دين ارائه كرديم، اگر دين را مشتمل بر سه حوزه عقايد، احكام و اخلاق بدانيم، سياست در همه اين حوزهها حضورى جدى دارد.
نظام عقيدتىِ اسلام، از توحيد گرفته تا نبوت و معاد، با سياست در هم تنيده است. بسط توحيد در جامعه و مقتضاى ربوبيت تشريعى، مستلزم حاكميت سياسى و اجتناب از طاغوت است. «لا اله الا الله»، نخستين شعار