دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٤١
كردند؛ حتّى شايد از حوادث مطلع هم نمىشدند، چه برسد به اينكه بخواهند در آن حوادث دخالت كنند و تأثير بگذارند. در حوزهى اقتصاد، وضع ما روزبهروز به طرف انحطاطِ بيشتر حركت مىكرد. در حوزهى علم و فناورى، بكلى عقبمانده بوديم؛ هيچ دستاورد علمىاى كه قابل توجه و قابل عرضه باشد، در مقابلهى با حركت عظيم علمى در دنيا نداشتيم. در سياست داخلى خودمان، دستخوش سياستهاى بيگانگان بوديم. استعمارگرها، قدرتهاى مسلط دنيا، بر روى حكومتهاى ما اثر مىگذاشتند؛ آنها را به اين طرف و آن طرف مىكشاندند، به آنها تحميل مىكردند، از آنها كار مىكشيدند؛ و دولتهاى ما، پادشاهان ما، قدرتهاى مسلط ما، هيچ عكسالعمل شايستهى انسانى افتخارآميزى از خودشان نشان نمىدادند. حتّى در زمينهى حفظ تماميت ارضى كشور، حفظ حاكميت دولتها، ضعف خجالتآورى را در اين دورانِ دويست ساله مشاهده و تجربه كرديم. در همين دورانِ دويست ساله است كه معاهدهى ذلتبار تركمانچاى و قبل از آن، معاهدهى گلستان اتفاق افتاد؛ هفده شهر قفقاز را از ايران جدا كردند. در همين دورانِ دويست ساله بود كه آمدند بوشهر ما را اشغال كردند، بدون كمترين مقاومتى از سوى دولت و دولتىها. در همين دوران بود كه يك دولت بيگانه آمد در قزوين اردوى نظامى زد و دولت مركزى تهران را تهديد كرد كه بايد فلان كار را بكنيد، فلان اقدام را بكنيد، فلان كس را بيرون كنيد، والّا به تهران حمله مىكنند. يعنى تا قزوين جلو آمدند، تهران را تهديد كردند، دولت مركزى در تهران به خود مىلرزيدند. اگر شخصيتهاى نادرى در اين ميان نبودند، قطعاً تسليم اولتيماتوم آن دولت بيگانه ميشدند. در همين دوران بود كه دولت انگليس آمد حكومت پهلوىها را در ايران به وجود آورد؛ رضاخان را انتخاب كردند، از يك مركز