دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٣٣
٣. حكم به حق و اجرا و تنفيذ آن، تنها در چارچوب حكومت امكانپذير است.
آيه دوم آيهاى است كه حاكى از ارتباط نبوت و حكومت است: لَقَدْ ارْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ انْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ[١]؛ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ميزان را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند.
قيام مردم به قسط در صورتى ميسّر است كه آنان پس از آگاهى از ملاك قسط و عدل و راهنمايى پيامبران، خود به قسط عمل نمايند. به رغم نيك بودن چنين راهى، بايد گفت كه فراگير نيست؛ زيرا عوامل درونى و بيرونى گمراهى، مانع حركت عمومى مردم در اين راه است. راه ديگر اقامه قسط، برقرارى حكومت است. تنها در سايه حكومت مىتوان راهى فراگير و عمومى در جهت نيل به قسط و عدالت گشود.
اكنون به ذكر برخى آياتى مىپردازيم كه به تشكيل حكومت از سوى پيامبرى خاص اشاره كرده است.
الف) پيامبران ابراهيمى و حكومت
قرآن كريم درباره حضرت ابراهيم (عليهالسلام) مىفرمايد: فَقَدْ اتَيْنا الَ ابْرَاهيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَ اتَيْنَاهُمْ مُلْكا عَظِيما[٢]؛ ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به ايشان [نيز] ملك [و سلطنتى] عظيم بخشيديم. بنابراين، حكومت موهبت و منصبى الهى است كه خداوند به همراه كتاب و حكمت
[١]. حديد ٥٧، ٢٥.
[٢]. نساء ٤، ٥٤.