توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٩٤ - احكام قرض
مسأله ٢٢٨٥- اگر بدهكار غير از خانهاى كه در آن نشسته و اثاثيه منزل و چيزهاى ديگرى كه به آنها احتياج دارد، چيزى نداشته باشد، طلبكار نمىتواند طلب خود را از او مطالبه نمايد، بلكه بايد صبر كند تا بتواند بدهى خود را بدهد.
مسأله ٢٢٨٦- كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد، چنانچه بتواند كاسبى كند، واجب است كسب كند و بدهى خود را بدهد.
مسأله ٢٢٨٧- كسى كه دسترسى به طلبكار خود ندارد، چنانچه اميد نداشته باشد كه او را پيدا كند، بايد طلب او را با اذن حاكم شرع به فقير بدهد و يا به حاكم شرع و يا وكيل وى برساند و اگر طلبكار او سيد نباشد، احتياط مستحب آن است كه طلب او را به سيد فقير ندهد.
مسأله ٢٢٨٨- اگر مال ميّت بيشتر از خرج واجب كفن و دفن و بدهى او نباشد، بايد مالش را به همين مصرفها برسانند و به وارث او چيزى نمىرسد.
مسأله ٢٢٨٩- اگر كسى مقدارى سكه طلا يا نقره قرض كند و قيمت آن كم شود، چنانچه همان مقدار را كه گرفته پس بدهد كافى است و اگر قيمت آن زيادتر گردد لازم است همان مقدار را كه گرفته بدهد، ولى در هر دو صورت اگر بدهكار و طلبكار به غير آن راضى شوند اشكال ندارد.
مسأله ٢٢٩٠- اگر مالى را كه قرض كرده از بين نرفته باشد و صاحب مال آن را مطالبه كند، لازم نيست كه بدهكار همان مال را به او بدهد.
مسأله ٢٢٩١- اگر كسى كه قرض مىدهد شرط كند كه زيادتر از مقدارى كه مىدهد بگيرد، مثلًا يك من گندم بدهد و شرط كند كه يك من و پنج سير بگيرد يا ده عدد تخم مرغ بدهد كه يازده تا بگيرد ربا و حرام است، بلكه اگر