توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٥١ - ١٢ - رفتن خون متعارف
بداند. و نيز اگر نجس و پاك در نظر آن مسلمان فرق نداشته باشد، پاك دانستن آن چيز محل اشكال است.
ششم- آنكه مسلمان بالغ، يا طفلى باشد كه بتواند طهارت و نجاست را تشخيص دهد.
مسأله ٢٢٨- اگر انسان يقين يا اطمينان پيدا كند كه چيزى كه نجس بوده پاك شده است يا يك نفر عادل يا شخص موثق به پاك شدن آن خبر دهند آن چيز پاك است، و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار او است بگويد آن چيز پاك شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه و خبر دادن يك نفر عادل يا شخص موثق به پاكى آن نيز كفايت مىكند.
مسأله ٢٢٩- كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد، اگر بگويد آب كشيدم و انسان به گفته او اطمينان پيدا كند و يا شخص موثقى باشد، آن لباس پاك است.
مسأله ٢٣٠- انسان وسواس كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند مىتواند به گمان اكتفا نمايد.
١٢- رفتن خون متعارف:
مسأله ٢٣١- خونى كه در جوف ذبيحه بعد از كشتن آن به طريق شرعى باقى مىماند، چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاك است، چنان كه در مسأله (٩٨) گذشت.
مسأله ٢٣٢- حكم سابق مختص به حيوان حلال گوشت است، و بنابر احتياط در حيوان حرام گوشت جارى نيست.