توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٣١ - احكام حج
مسأله ٢٠٥٠- اگر مقدارى مال را كه براى حج كافى است به كسى بدهند و با او شرط كنند كه در راه مكه به كسى كه مال را داده خدمت بنمايد واجب نيست قبول كند؛ وليكن اگر قبول كرد، حج بر او واجب مىشود.
مسأله ٢٠٥١- اگر مقدارى مال را به كسى بدهند و حج بر او واجب شود چنانچه حج نمايد، هر چند بعداً مالى از خود پيدا كند، ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٢- اگر براى تجارت مثلًا تا جده برود و مالى را به دست آورد كه اگر بخواهد از آنجا به مكه رود مستطيع است، بايد حج كند و در صورتى كه حج نمايد، اگر چه بعداً مالى را پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكه رود ديگر حج بر او واجب نيست.
مسأله ٢٠٥٣- اگر انسان اجير شود كه مباشرتاً از طرف كس ديگرى حج كند، چنانچه خودش نتواند برود و بخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد، بايد از كسى كه او را اجير كرده اجازه بگيرد.
مسأله ٢٠٥٤- اگر كسى مستطيع شود و به مكه نرود و فقير شود، بايد اگر چه به زحمت باشد، به حج برود و اگر نتواند به حج برود، چنانچه كسى او را براى حج اجير كند، بايد به مكه رود و حج كسى را كه براى او اجير شده بجا آورد و ممكن باشد تا سال بعد در مكه بماند و براى خود حج نمايد، ولى اگر ممكن باشد كه اجير شود و اجرت را نقداً بگيرد و كسى كه او را اجير كرده راضى شود كه حج او در سال بعد بجا آورده شود، بايد سال اول براى خود و سال بعد براى كسى كه اجير شده حج نمايد.
مسأله ٢٠٥٥- اگر در سال اولى كه مستطيع شده به مكه رود و در وقت