توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤٢٠ - مسائل متفرقه زكات
مسأله ١٩٩٣- اگر مالك فقيرى را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد چنانچه آن فقير يقين نداشته باشد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات بر ندارد، مىتواند به مقدارى كه به ديگران مىدهد براى خودش نيز بردارد.
مسأله ١٩٩٤- اگر فقير شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكات بگيرد و مالك شود چنانچه شرطهايى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود، بايد زكات آنها را بدهد.
مسأله ١٩٩٥- اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند چنانچه بداند شريكش زكات سهم خود را نداده و بعداً نيز نمىدهد تصرف او در سهم خودش هم اشكال دارد؛ مگر اينكه زكات شريك را تبرعاً با اذن او و در صورت امتناع با اذن حاكم بدهد.
مسأله ١٩٩٦- كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده از بين نرفته باشد، بايد خمس و زكات آن را بدهد، و اگر از بين رفته باشد دادن خمس و زكات و قرض او بر كفاره و نذر مقدم است.
مسأله ١٩٩٧- كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و حجة الاسلام بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بميرد و مال او براى همه آنها كافى نباشد، چنانچه مالى كه خمس و زكات آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد خمس و زكات را بدهند و بقيه مال او را براى حج و قرض قرار دهند و حج بر قرض مقدم است و اگر مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين رفته باشد حج بر