توضيح المسائل - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ٤١٧ - مسائل متفرقه زكات
مسأله ١٩٧٤- انسان نمىتواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چيز ديگرى به جاى آن بگذارد مگر با اذن از حاكم شرع و يا فقيرى كه زكات را به او مىدهد.
مسأله ١٩٧٥- اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى حاصل شود، مثلًا گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بياورد در حكم زكات است.
مسأله ١٩٧٦- اگر موقعى كه زكات را كنار مىگذارد مستحقى حاضر باشد، بهتر است زكات را به او بدهد، مگر اينكه كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد.
مسأله ١٩٧٧- اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالى كه براى زكات كنار گذاشته تجارت كند و ضرر نمايد، نبايد چيزى از زكات كم كند، ولى اگر منفعت كند، بايد آن را به مستحق زكات بدهد.
مسأله ١٩٧٨- اگر پيش از آنكه زكات بر او واجب شود، چيزى بابت زكات به فقير بدهد، زكات حساب نمىشود و بعد از آنكه زكات بر او واجب شد، اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد مىتواند چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.
مسأله ١٩٧٩- فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و بداند كه نمىتواند آن را به عنوان زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است، پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مىشود، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد مالك مىتواند آن را بابت زكات حساب كند.
مسأله ١٩٨٠- فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده اگر چيزى را بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود، ضامن نيست و انسان نمىتواند آن را بابت زكات حساب كند.