رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٤ - نه كمك به همسر
روزى امير مؤمنان (ع) به مردى از بنى سعد فرمود: «آيا مىخواهى از خودم و از فاطمه زهرا برايت بگويم؟ او در خانه من، آن قدر با مَشك، آب كشيد كه بند آن در سينهاش رد انداخته بود، و چندان دستاس كرد كه دستهايش تاول زده بود، و چندان خانه را رُفت و روب كرد كه لباسهايش رنگِ خاك به خود گرفته بودند، و آن قدر زير ديگ را آتش افروخته بود كه جامههايش تيرهرنگ شده بودند. از اين كار، رنج و آسيب سختى به او رسيد».[١]
انس بن مالك، خدمتكار پيامبر خدا (ص) نيز نقل مىكند كه: روزى بلال، در گفتن اذان نماز صبح، تأخير كرد. پيامبر (ص) به او فرمود: «چرا دير كردى؟». گفت: به فاطمه برخوردم و ديدم كه مشغول دستاس كردن است و كودكش گريه مىكند. به او گفتم: اگر مىخواهى، من دستاس كنم و شما كودك را آرام كنى، يا من كودك را آرام كنم
و شما دستاس نمايى. ايشان فرمود: «من بهتر از تو كودكم را آرام مىكنم». به همين سبب، دير آمدم.[٢]
با تقسيم كار، اوّلًا امور خانواده، بىصاحب نمىمانَد؛ ثانياً كارها ميان اعضاى خانواده، توزيع مىگردد و به يك نفر، فشار نمىآيد؛ ثالثاً چون هر دو در انجام دادن كارها مشاركت داشتهاند لذّت آن را خواهند بُرد؛ چرا كه بىكارى و بىمسئوليتى نيز خود، عامل مهمى در بىحوصلگى و پژمردگى است.
امّا گام بعدى، كمك همسران به يكديگر در كارهاى اختصاصى آنان است. اين اقدام، نقش مهمى در افزايش مودّت و صميميت آنها دارد. كمك همسر، نشانه
[١].
رُوِيَ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ( ع) قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ بَنِي سَعْدٍ: أَ لَا أُحَدِّثُكَ عَنِّي وَ عَنْ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ؟ أَنَّهَا كَانَتْ عِنْدِي فَاسْتَقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتَّى أَثَّرَ فِي صَدْرِهَا، وَ طَحَنَتْ بِالرَّحَى حَتَّى مَجِلَتْ يَدَاهَا، وَ كَسَحَتِ الْبَيْتَ حَتَّى اغْبَرَّتْ ثِيَابُهَا، وَ أَوْقَدَتْ تَحْتَ الْقِدْرِ حَتَّى دَكِنَتْ ثِيَابُهَا فَأَصَابَهَا مِنْ ذَلِكَ ضُرٌّ شَدِيدٌ ( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٢٠، ح ٩٤٧؛ علل الشرائع، ص ٣٦٦، ح ١؛ مكارم الأخلاق، ج ٢، ص ٢٨، ح ٢٠٦١؛ بحار الأنوار، ج ٤٣، ص ٨٢، ح ٥).[٢].
إِنَّ بِلالًا بَطُؤَ عَن صَلَاةِ الصُّبحِ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيّصَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَآلِهِ: مَا حَبَسَكَ؟ فَقَالَ: مَرَرتُ بِفَاطِمَةَ وَهِيَ تَطحَنُ وَ الصَّبِيُّ يَبكِي، فَقُلتُ لَهَا: إِن شِئتِ كَفَيتُكِ الرَّحَا وَ كَفَيتِنِي الصَّبِيَّ، وَ إن شِئتِ كَفَيتُكِ الصَّبِيَّ وَ كَفَيتِنِي الرَّحَا. فَقَالَت: أَنَا أَرفَقُ بِابنِي مِنكَ. فَذَاكَ حَبَسَنِي. قَالَ: فَرَحِمتَهَا رَحِمَكَ الله ( مسند ابن حنبل، ج ٤، ص ٣٠٢، ح ١٢٥٢٦؛ ذخائر العقبى، ص ٩٩. نيز، ر. ك: تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ٢٣٠؛ بحار الأنوار، ج ٣٤، ص ٧٦، ح ٦٣).