رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٤ - ١ انتظارات خود را با واقعيتها تنظيم كنيد
آنچه را كه آفريده نشده، طلب نكن؛ زيرا كسى كه آنچه را آفريده نشده، طلب كند، به خواستهاش نمىرسد.
او سؤال مىكند كه: «چگونه كسى آنچه را كه آفريده نشده، طلب مىكند؟». امام سجاد (ع) در پاسخ وى مىفرمايد:
كسى كه غنا و مال و توسعه زندگى دنيوى را طلب مىكند، در حقيقت، آنها را براى راحتى مىخواهد و حال آنكه راحتى، در دنيا و براى اهل دنيا خلق نشده است. همانا راحتى، در بهشت و براى اهل بهشت آفريده شده و رنج و تلاش، در دنيا و براى اهل دنيا آفريده شده است.»[١]
همسران نبايد از واقعيتهاى زندگى، انتظار بيش از اندازه داشته باشند كه دست نيافتنى است. آنها بايد بدانند كه همسرانشان در اين امر، مقصّر نيستند. اين، قانون زندگى است. زنان نبايد فراهم نشدن امكانات زندگىاى را كه مورد نظرشان است، از چشم شوهر خود ببينند. مردان نيز اگر همسر خود را آن گونه كه مىخواستند، نيافتند، نبايد او را مقصّر بدانند. بنا نيست كه در اين دنيا هر آنچه را كه مىخواهيم، محقّق شود. فراموش نكنيم اين جا دنياست؛ بهشت نيست. در بهشت هر چه بخواهيم تحقّق مىيابد و اين جا آنچه را تحقّق مىيابد، بايد بخواهيم[٢] و از آن دلگير نشويم.[٣]
افراد بىتاب و ناراضى، معمولًا كسانىاند كه از دنيا انتظار بهشت را دارند. در حالى كه دنيا به جهت مأموريتى كه خداوند حكيم براى آن قرار داده- و ما بعداً در
[١].
اتَّقِ اللهَ وَ أَجْمِلْ فِي الطَّلَبِ، وَ لَا تَطْلُبْ مَا لَمْ يُخْلَقْ؛ فَإِنَّ مَنْ طَلَبَ مَا لَمْ يُخْلَقْ تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ حَسَرَاتٍ وَ لَمْ يَنَلْ مَا طَلَبَ، وَ كَيفَ يَنَالُ مَا لَمْ يُخْلَقْ! ... مَنْ طَلَبَ الْغِنَى وَ الْأَمْوَالَ وَ السَّعَةَ فِي الدُّنْيَا فَإِنَّمَا يَطْلُبُ ذَلِكَ لِلرَّاحَةِ، وَ الرَّاحَةُ لَمْ تُخْلَقْ فِي الدُّنْيَا وَ لَا لِأَهْلِ الدُّنْيَا، إِنَّمَا خُلِقَتِ الرَّاحَةُ فِي الْجَنَّةِ وَ لِأَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ التَّعَبُ وَ النَّصْبُ خُلِقَا فِي الدُّنْيَا وَ لِأَهْلِ الدُّنْيَا ( الخصال، ص ٦٤، ح ٩٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٩٢، ح ٦٩).[٢]. امام على( ع):
إِذَا لَم يَكُن مَا تُرِيدُ، فَأَرِد مَا يَكُونُ ؛ هرگاه آنچه را خواستى نشد، آنچه را شد، بخواه( غرر الحكم، ح ٩٠٠٧).[٣]. امام على( ع):
إِذَا لَم يَكُن مَا تُرِيدُ، فَلَا تُبَل مَا كنُتَ ؛ هرگاه آنچه را خواستى نشد، آنچه را هست، سخت مگير( نهج البلاغة، حكمت ٦٩).