رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٨ - چهار موقعيت را خردمندانه ارزيابى كنيد
كرده است! آيا اين، كمارزشى است؟ حضرت عيسى (ع) در ترغيب به عفو مىفرمايد:
از عفو خداوند نسبت به خودتان، درس بگيريد. آيا نمىبينيد كه خورشيد او بر نيكان و بدان شما مىتابد و باران او بر شايستگان و ناشايستگان شما مىبارد؟! اگر شما فقط كسانى را دوست مىداريد كه به شما محبّت مىورزند و فقط به كسانى خوبى مىكنيد كه به شما نيكى مىكنند و فقط به كسانى مىبخشيد كه چيزى به شما بخشيده باشند، پس برترى شما بر ديگران چيست؟ اين كار را سبكمغزانى كه از فضيلت و خرد نيز بىبهرهاند، انجام مىدهند! اگر مىخواهيد از دوستان خدا و برگزيدگان او باشيد، به كسانى كه بدى كردهاند، نيكى كنيد و از كسانى كه به شما ستم كردهاند، درگذريد.[١]
چه مقامى برتر از محبوب خدا شدن؟! خداوند، خود، اهل عفو است و گذشت را دوست مىدارد[٢] و لذا كسانى را كه احسان مىكنند و از ديگران درمىگذرند، دوست مىدارد.[٣]
همچنين گذشت، نشان «توانمندى» و «رشديافتگى» است. كسى كه گذشت مىكند، نشان مىدهد كه از اقتدار درونى فوق العادهاى برخوردار است. انسانهاى رشديافته، توان گذشتن از خطاهاى ديگران را دارند. آنان كه دلى آبى و دريايى دارند، مىتوانند اشتباه همسر خود را ناديده بگيرند. پيامبر خدا (ص) كسانى را كه توان گذشت از اشتباهات ديگران و نيكى در برابر بدىهاى آنان را دارند، «بهترينهاى امّت» خود مىداند[٤] و امام على (ع) با آن مقامى كه دارد، تصريح مىكند كه چنين افرادى مرا شگفتزده كرده، به وجد مىآورند.[٥]
[١]. بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٣٠٦، ح ١٧.
[٢]. پيامبر خدا( ص):
إِنَّ اللهَ عَفُوٌّ يُحِبُّ العَفُوَ ( كنز العمّال، ج ٣، ص ٣٧٣، ح ٧٠٠٥).[٣]. الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ( سورة آل عمران، آية ١٣٤).
[٤].
خِيَارُ أُمَّتِى ... يَعفُونَ عَمَّن ظَلَمَهُم، وَ يُحسِنُونَ إِلَى مَن أَسَاءَ إِلَيهِم ( كنز العمّال، ج ١٢، ص ١٨٥، ح ٣٤٥٩١).[٥].
يُعجِبُنِي الرَّجُلُ مِنكُم أَن يَعفُو عَمَّن ظَلَمَهُ وَ يَصِلَ مَن قَطَعَهُ وَ يُعطِي مَن حَرَمَه وُيُقابِلَ الإِسَاءَةَ بِالإِحسَانِ ؛ كسى از شما كه از ستمكار خود بگذرد و با قطعكننده ارتباط، رابطه برقرار كند و به كسى كه او را از چيزى محروم كرده، ببخشد و بدى را با نيكى پاسخ دهد، مرا شگفتزده ميكند( غرر الحكم، ح ١١٠٣٥).