رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٤ - چهار موقعيت را خردمندانه ارزيابى كنيد
امام صادق (ع) نيز تأكيد مىكند كه خردمند، از اشتباه ديگران مىگذرد.[١] به همين جهت، مأموريت آموزههاى دين، ارائه اطلاعات درست براى نظام تحليل عقلانى است. دين اسلام چون از واقعيتها و حقيقتها آگاه است، عفو را بهترين واكنش به اين موقعيت مىداند، نه آن كه بىجهت، قصد محروم كردن كسى از حق خود را داشته باشد! اگر كسى واقعگرايانه و خردمندانه به ارزيابى موقعيت بپردازد، نتيجه آن، انتخاب الگوى مقابله برتر يا همان عفو خواهد بود. در ادامه اين اطلاعات را بررسى خواهيم كرد:
الف. پيامدهاى گذشت و عدم گذشت را بررسى كنيد. شايد چنين به نظر آيد كه گذشت كردن، موجب پشيمانى خواهد شد. اين وسوسه، معمولًا هنگام عفو رخ مىدهد تا انسان را از آن باز دارد. در اين هنگام بايد به اين نكته توجّه داشت كه انتقام نيز ممكن است پشيمانى به بار آورد. بديهى است كه در انتخاب ميان اين دو پشيمانى، پشيمانى از گذشت، كمخطرتر است.[٢] بنا بر اين، نبايد با اين وسوسهها عفو را ترك كرد كه در اين صورت، از فوايد آن، محروم خواهيم شد.
بر خلاف آنچه تصوّر مىشود، عفو و گذشت، موجب عزّت انسان مىگردد، نه ذلّت او. عزّت از آنِ خدا و در دستان اوست و همو هر كه را بخواهد عزيز مىگرداند. پيامبر خدا (ص) در حديثى، نخست سوگند مىخورد كه هر كس از ستمى بگذرد، خداوند بر عزّت او مىافزايد. سپس از مردم مىخواهد كه عفو كنيد تا خداوندِ صاحب عزّت و جلال، بر عزّت شما بيفزايد.[٣] در مورد مشابهى نيز فرموده است:
عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ؛ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا يَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً، فَتَعَافَوْا يُعِزَّكُمُ اللهُ.[٤]
بر شما باد گذشت كردن؛ كه عفو، جز بر عزّت بنده نيفزايد. پس عفو كنيد تا خدا
شما را عزيز گردانَد.
[١]. العاقل غفور( الكافى، ج ١، ص ٢٦).
[٢]. امام باقر( ع) در اين باره ميفرمايد:
النَّدَامَةُ عَلَى الْعَفْوِ أَفْضَلُ وَ أَيْسَرُ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى الْعُقُوبَةِ ؛ پشيمانى از گذشت، برتر و آسانتر از پشيمانى از كيفر دادن است( الكافى، ج ٢، ص ١٠٨).[٣].
ثَلَاثٌ أُقسِمُ عَلَيهِنَّ: ... وَلَا عَفَا رَجُلٌ مِن مَظلَمَةٍ ظُلِمَهَا إِلَّا زَادَهُ اللُه تَعَالَي بِهَا عِزّاً، فَاعفُوا يَزِدكُم اللهُ( عزوجل) عِزّاً بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٣١٢، ح ٢٠؛ كنز العمّال، ج ١٥، ص ٨١٣، ح ٤٣٢٣٢).[٤]. الكافى، ج ٢، ص ١٠٨ و ص ١٢١؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ٤١٩، ح ٤٩.