رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٤٦ - ٢ زبانى
توجّه قرار گرفته و تحسين و سپاس طرف مقابل را برانگيخته است. اين خود در تعميق روابط و رضايتبخش كردن آن، تأثير دارد.
پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
مَنْ أُتِيَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَلْيُكَافِئْ بِهِ، فَإِنْ عَجَزَ فَلْيُثْنِ عَلَيْهِ، فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ كَفَرَ النِّعْمَةَ.[١]
به هر كس نيكى شد، بايد آن را جبران كند. اگر نتوانست، بايد او را مورد ستايش قرار دهد. پس اگر چنين نكرد، كفران نعمت نموده است.
امام صادق (ع) در تربيت اصحاب خود و آموزش تشكّر به آنان مىفرمايد:
مَن قَصُرَت يَدُهُ عَنِ المُكَافَأَةِ، فَليُطِل لِسَانَهُ بِالشُّكرِ.[٢]
كسى كه دستش از مقابله به مثل، كوتاه است، بايد زبانش را به سپاسگزارى از وى بلند كند.
پيامبر خدا (ع) در بخش مرتبه زبانى تشكّر، به دعا كردن براى فرد نيكوكار اشاره كرده، مىفرمايد:
مَنِ اصْطَنَعَ إِلَيْكُمْ مَعْرُوفاً فَكَافِئُوهُ، فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا مُكَافَأَةً فَادْعُوا لَهُ، فَكَفَى ثَنَاءُ الرَّجُلِ عَلَى أَخِيهِ إِذَا أَسْدَى إِلَيْهِ مَعْرُوفاً فَلَمْ يَجِدْ عِنْدَهُ مُكَافَأَةً أَنْ يَقُولَ: جَزَاهُ اللهُ خَيْراً، فَإِذَا هُوَ قَدْ كَافَأَهُ.[٣]
[١]. الكافى، ج ٤، ص ٣٣، ح ٣.
مَن أُعطِىَ عَطَاءٌ فَوَجَدَ، فَليَجزِ بِهِ، فَإِن لَم يَجِد فَليَثنِ، فَمَن أَثنَى بِهِ فَقَد شَكَرَهُ وَ مَن كَتَمَهُ فَقَد كَفَرَه . شخصى كه مورد بخشش كسى قرار گرفته، اگر مىتواند بايد به او پاداش دهد و اگر نمىتواند بايد او را مورد ستايش قرار دهد كه هر كس او را بستايد، بىترديد، از وى قدردانى كرده است و هر كس آن[ بخشش] را كتمان كند، نسبت به او( عطا كننده)، ناسپاسى كرده است( مسند ابى يعلى، ج ٢، ص ٤٢٨، ح ٢١٣٤). همچنين ايشان ميفرمايد: مَن أُتِيَ إِلَيهِ مَعروُفٌ فَليُكَافِئ بِهِ، فَإِن لَم يَستَطِع فَليَذكُرُه، فَمَن ذَكَرَه فَقَد شَكَرَهُ؛ كسى كه مورد احسان قرار گرفته، بايد[ در عمل] آن را جبران كند. اگر نتوانست، بايد[ در زبان] آن را به ياد آورد. كسى كه آن را به زبان آورد، بيترديد از آن تشكّر كرده است( كنزالعمّال، ج ٦، ص ٤٦٤، ح ١٦٥٦٦). در حديث ديگرى پيامبر خدا( ص) ميفرمايد: مَن أُولِيَ مَعرُوفاً فَليَذكُرهُ ؛ فمن ذكره فقد شكره ومن كتمه فقد كفره؛ كسى كه مورد احسان قرار گرفته بايد آن را بيان كند؛ كسى كه آن را بيان كند، سپاسگزارى كرده و كسى كه پنهان سازد، ناسپاسى كرده است( كنزالعمّال، ج ٦، ص ٤٦٥، ح ١٦٥٧١).[٢]. منشورات كنگرة شيخ مفيد( حكايات)، ج ١٠، ص ٩٦.
[٣]. مستدرك الوسائل، ج ١٢، ص ٣٥٥.