رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٩٣ - انواع همسانى
تعريفها، علايق و دركهاى مشترك فراوان به دست مىدهد و از اين راه، به ثبات و استحكام خانواده يارى مىرسانَد.[١]
جالب اين كه كارشناسان در اين امر، خردهفرهنگها را نيز مؤثّر دانستهاند. اگر فرض را بر اين بنيان گذاريم كه هر طبقه و قشرى براى خود، صاحب خردهفرهنگ است، ملاحظه مىكنيم كه اعضاى هر خردهفرهنگ، يكديگر را بهتر درك مىكنند و تمايل بيشترى براى جذب يكديگر دارند. هر فرهنگ براى اعضاى وابسته خود، زمينههاى مشتركى را فراهم آورده كه به راحتى، خاستگاه و پايگاه توافقهاى آنان نسبت به يكديگر مىشوند و آنان را بر آن مىدارند كه يكسان رفتار كنند و همين
رفتار يگانه، موجب نزديكى بيشتر آنها نسبت به يكديگر مىشود و تأثير دوچندانى را بر رابطه آنها القا مىكند.[٢]
- همسانى شخصيتى: روانشناسان اجتماعى، اين نوع همسانى را سبب استحكام بيشتر ميان زوجها مىدانند و بر اين باورند كه معمولًا زوجهايى كه ويژگىهاى شخصيتى مشابهى دارند، بيشتر جذب يكديگر مىشوند و ارتباط مستحكمترى را با يكديگر سامان مىدهند؛ امّا زوجهايى كه از روحياتى كاملًا متضاد برخوردارند، استعداد بيشترى براى ناسازگارى و ستيز با يكديگر دارند. وجود اوصاف متضاد، جاذبيت متقابل افراد را كاهش مىدهد و در مواردى، به نفرت و خصومت مىانجامد. با اين همه نبايد آن روى سكه، يعنى تأثير پارهاى از تفاوتهاى شخصيتى در استحكام رابطه را ناديده گرفت. همانگونه كه برخى صاحبنظران يادآور شدهاند، ضرورت دارد بين ويژگىهاى شخصيتى تمايز قائل شويم. در حالى كه تقابلهايى مانند گرممزاجى- سردمزاجى، درونگرايى- برونگرايى، نظم- بىنظمى و نظافت- كثيفى، به احتمال زياد مىتواند به ناسازگارى بين زوجين بينجامد و برعكس، تقابلهايى مانند ميل به سرپرستى- ميل به وابستگى، سلطهجويى- سلطهپذيرى، مردانگى- زنانگى و ديگر ويژگىهاى متقابلى كه نسبت به هم، جنبه تكميلى دارند، نقش مهمى در استحكام پيوند زناشويى ايفا مىكنند.[٣]
[١]. همانجا.
[٢]. همان، ص ١٩٣.
[٣]. همان، ص ١٩٤.