رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٨٧ - جمعبندى
رياكارى خرج مىكنند. ملاك چنين افرادى براى خوشبختى و رضامندى زناشويى نيز مال و ثروت است. كسى كه ثروت را معيار نداند، به رياكارى و فخرفروشى مالى روى نمىآورد. معيار خوشبختىِ زنانى هم كه به اين دليل با اين افراد ازدواج مىكنند، مال و ثروت است.
از سوى ديگرِ، زنانى هم هستند كه داراى مال و ثروتاند و يا خانوادهشان ثروتمندند و برخى مردان به خاطر همين برخوردارى، آنان را براى ازدواج برمىگزينند. معيار خوشبختىِ چنين مردانى نيز، مال و ثروت است.
در شرايطى كه همسران، مال را عامل خوشبختى مىدانند و به خاطر مال با يكديگر ازدواج مىكنند، دو پيامد وجود دارد: يكى اين كه در محبّت و صميميت اخلاص آنها وجود ندارد و ديگرى اين كه محبّت آنها ناپايدار است و تداوم آن، به وجود مال بستگى دارد. محبّت و صميميت سالم، ركن رضامندى و پايدارى خانواده است و دستكم بايد دو ويژگى داشته باشد: يكى خلوص و ديگرى پايدارى. اين دو ويژگى، در روابطِ مبتنى بر طمع مالى، وجود ندارد. اساساً مال و ثروت، ظرفيت
اعطاى محبّت سالم و پايدار را ندارد. از اين رو چنين ازدواجهايى با رضامندى و پايدارى همراه نيست. همچنين مال و ثروت، هميشه در خطر نابودى است و با از بين رفتن آن، پايدارى و رضامندى به شدّت متزلزل مىشود. از سوى ديگر، هنگامى كه زن، تأمينكننده مخارج زندگى باشد، عزّت نفس مرد كاهش مىيابد و شخصيت او خُرد مىشود و همين امر، رضايت مرد را كاهش مىدهد.
جايگاه اجتماعى: برخى افراد، چه مرد و چه زن، براى به دست آوردن اعتبار اجتماعى، با خانوادهاى خاص ازدواج مىكنند. اينگونه افراد، شهرت و اعتبار اجتماعى را مهمترين عنصر در زندگى مىدانند و خانواده و ازدواج را موقعيّت مناسبى براى دستيابى به اين هدف مىشمارند. در حقيقت، اين گروه، عزّت اجتماعى را از همسانان خود مىجويند، غافل از اين كه منبع عزّت، تنها خداوند متعال است و عزّتجويى جز از اين منبع، شكست مىخورد.
بنا بر اين، بهترين معيار، ديندارى و ايمان است.