رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٧٥ - يك محدوديتآورى ازدواج
إِنَّمَا النِّكاحُ رِقٌّ فَإِذَا أَنْكحَ أَحَدُكمْ وَلِيدَةً فَقَدْ أَرَقَّهَا فَلْينْظُرْ أَحَدُكمْ لِمَنْ يَرِقُّ كرِيمَتَهُ.[١]
ازدواج، بندگى است؛ بنا بر اين هر كس از شما دختر خود را شوهر بدهد، او را به بندگى داده است. پس هر يك از شما بايد بنگرد كه دختر خود را به بندگىِ چه كسى مىدهد.
امام صادق (ع) از طرفى ديگر، به نقش زن در محدوديت مرد اشاره كرده و بر دقّت در انتخاب همسر تأكيد نموده است. حسن بن محبوب مىگويد:
قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ الله (ع) إِنَّ صَاحِبَتِى هَلَكَتْ وَكَانَتْ لِى مُوَافِقَةً وَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَالَ: «انْظُرْ أَينَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَمَنْ تُشْرِكُهُ فِى مَالِكَ وَتُطْلِعُهُ عَلَى دِينِكَ وَسِرِّكَ وَأَمَانَتِكَ ...».[٢]
به امام صادق (ع) گفتم: كه همسر من فوت شده است. او همسر خوب و سازگارى بود. اكنون قصد دارم دوباره ازدواج كنم. فرمود: «خوب دقّت كن كه خودت را در كجا مىنهى و چه كسى را در مالت شريك مىكنى و بر دين و اسرارت آگاه مىسازى ...».
همسر، كسى است كه در مال و دين و اسرار و امانت انسان شريك مىشود. لذا فرد بايد بينديشد كه خود را در چه موقعيتى قرار مىدهد و پاىبند مىسازد.
همچنين ايشان در باره محدوديتى كه ازدواج براى مرد مىآورد، مىفرمايد:
إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلَادَةٌ فَانْظُرْ إِلَى مَا تُقَلِّدُهُ قَالَ وَسَمِعْتُهُ يقُولُ لَيسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَلَا لِطَالِحَتِهِنَّ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ بَلْ هِى
خَيرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَأَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَيسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَلِ التُّرَابُ خَيرٌ مِنْهَا.[٣]
همانا زن، طوق است؛ پس بنگر كه چه طوقى به گردن مىافكنى. براى زن، ارزش و بهايى نمىتوان تعيين كرد، نه براى خوب آنها و نه براى بدشان؛ زيرا زن خوب، ارزشش با طلا و نقره سنجيده نمىشود، بلكه از طلا و نقره هم ارزشمندتر و بهتر است و زن بد، ارزشش خاك هم نيست، بلكه خاك هم از او ارزشمندتر است.
[١]. الأمالى، طوسى، ص ٥١٩؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٧٩، ح ٢٥٠٧٩.
[٢]. الكافى، ج ٥، ص ٣٢٣؛ كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٣٨٦، ح ٤٣٥٨؛ وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٢٧، ح ٢٤٩٤١.
[٣]. الكافى، ج ٥، ص ٣٣٢.