رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٠ - الف تنظيم ديدگاه نسبت به ازدواج و تشكيل خانواده
ارتباطى ندارد و ناسازگار است. اين تصوّر، تا آن جا پيش رفت كه «ازدواج نكردهها»
را به سوى «تبتّل»[١] و ترك ازدواج، و «ازدواج كردهها» را به رهبانيت جنسى و ترك روابط زناشويى كشاند. از روايات چنين به دست مىآيد كه اين پديده، همزمان با پيدايش اسلام و از زمان پيامبر خدا (ص) شكل گرفته و ادامه داشته است.
در تحليل اين پديده مىتوان گفت كه با ظهور اسلام در سرزمين جاهليت و ورود دين به صحنه زندگى مردم، الگوى جديدى از ديندارى شكل گرفت كه ايمان را به معناى پرهيز از هرگونه لذّت مىدانست و لذّتجويى را نقصى در دين و ايمان به شمار مىآورد. همين تفكّر سبب شد كه از هرگونه لذّت، مانند: خوراك و پوشاك خوب، بوى خوش و همچنين لذّت زناشويى خوددارى كنند و انواع سختىها را به جان بخرند.
امّا بر خلاف اين ديدگاه، اسلام، خانواده را نه يك امر پَست زمينى و نه يك امر جايز معمولى، بلكه امرى مقدّس و آسمانى مىداند و براى آن، ارزش و اهميت بسيارى قائل است. در نظر گرفتن درجه قداست براى خانواده، نشان از جايگاه والاى آن نزد اسلام دارد. همان گونه كه پيش از اين اشاره شد، در برخى روايات، از خانواده به عنوان «محبوبترين نهاد» نزد خداوند متعال ياد شده و در برخى ديگر از روايات، تصريح شده بود كه درهاى رحمت خداوند هنگام ازدواج گشوده مىشود و كسانى كه ازدواج مىكنند، مورد لطف خداوند قرار مىگيرند.
در دستهاى ديگر از روايات، از ازدواج، به عنوان «سنّت» پيامبران (عليهم السلام) ياد شده بود كه نشانگر قداست آن است. چيزى كه سنّت پيامبران (عليهم السلام) باشد، نمىتواند امرى معمولى، زمينى و بىاهميت باشد.
فراتر از رهنمودهاى پيشين، در روايات ديگرى تأكيد شده بود كه ارزش عبادتِ افراد متأهّل، افزايش چشمگيرى مىيابد. اگر ازدواج امرى پَست و يا معمولى مىبود، باعث افزايش ارزش عبادت نمىگرديد!
همه اين امور، نشان دهنده قداست و ارزش الهى خانواده در اسلام است. مهم، اين است كه اين ارزش بايد توسط افراد درك شود تا تأثير خود را در زندگى
[١]. تبتّل: دورى كردن از زنان؛ ترك ازدواج( النهاية، ج ١، ص ٩٤).